مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٠
ولى قضاوت قطعى درباره هر يك بستگى به پاى بندى آنها به اصول شريعت تا پايان عمر دارد.
برخى آز آيات كه از رضايت خدا نسبت به برخى از صحابه خبر مى دهد رضايت خود را مقطعى اعلام مى كند نه پيوست و مى گويد به هنگام بيعت با پيامبر، خدا از آنان راضى شد نه تا آخرين لحظه زندگى چنانكه مى فرمايد:
(لَقَدْ رَضِىَ اللهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا)[١].
«خداوند از مؤمنان راضى و خشنود شد خدا آنچه را در درون دلهايشان نهفته بود دانست، از اين رو آرامش را بر دلهايشان نازل كرد و پيروزى نزديكى به عنوان پاداش نصيب آنها فرمود».
درست است در برخى از آيات خدا از سه گروه اظهار رضايت نموده:
الف: پيشگامان از مهاجران.
ب: پيشگامان از انصار.
ج: كسانى كه از آنها در هجرت و نصرت تا فتح مكه پيروى كردند. زيرا پس از فتح مكه موضوع هجرت منتفى شد و پيامبر فرمود: لا هجرة بعد الفتح.
(وَ السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الأَنْصَارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَان رَضِىَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّات تَجْرِي
[١] فتح: ١٨ .