مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨
حقيقت بازگو كننده حقايقى است كه در يك رساله ويك كتاب مى گنجد.
از اين جهت است كه توده مردم به حفظ مثل علاقه بيشترى نشان داده زيرا درس يك ماه را در يك لحظه فرا مى گيرد.
٣. «مَثَل» براى خود حد ومرزى را نمى شناسد زيرا يك حقيقت زنده است كه براى تمام ملل مطرح مى باشد، تو گويى واقعيت يك مثل، مانند قوانين رياضى وهندسى است كه مرزهاى زمان ومكان را درهم مى كوبد وبراى خود محدوديتى قايل نمى باشد.
به خاطر همين ويژگى است كه برخى از مثل ها جنبه جهانى داشته وبه قوم وملتى اختصاص ندارد واگر كسى در اين مورد تتبع كند واز زبان هاى مختلفى آگاه باشد، مى تواند مثل هاى جهانى را در دفترى گردآورد.
اينك برخى را يادآور مى شويم:
١. در زبان فارسى مى گويند: «ديوار موش دارد وموش گوش». در حالى كه در زبان عربى اين مَثَل به اين گونه مى باشد: «للحيطان أذان». [١]
٢. در زبان فارسى كسى كه ازبد برهد وبه بدتر گرفتار آيد، مى گويد: «آه از چاه برون آمد در دام افتاد» در حالى كه در عربى مى گويند: «فَرّ مِنَ المَطَرِ وَ وَقَعَ تحتَ الميِزاب». [٢]
٣. در زبان فارسى مى گويند: «چاه مكن كه خود در آن افتى» در عربى مى گويند: «من حَفَرَ بِئْراً وَقَعَ فيِه». [٣]
ودر قرآن مجيد مضمون اين مَثَل وارد شده است چنان كه مى فرمايد:
[١] مجمع الأمثال: ١/٥٧.
[٢] همان.
[٣] همان.