مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٢
در اعجاز پيامبران پديده طبيعى، بدون طى كردن علل مادى بوجود مى آيد و اين حقيقت در تمام معجزه ها به چشم مى خورد، مانند عصاى موسى كه در يك لحظه تبديل به اژدها مى گردد، بيمارى هاى صعب العلاج كه با كشيدن دست، بهبود پيدا مى كند، و همچنين.
البته اعجاز، به معنى پديده بدون علت نيست بلكه پديده اى بدون علت طبيعى عادى و رايج است.
مثلاً مشيت الهى بر اين تعلق گرفته كه حضرت مسيح (عليه السلام)به عنوان آيه و معجزه گام به پهنه هستى نهد و وجود او خود نشانه ارتباط او با عالم بالا باشد، چنان كه مى فرمايد:
(وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كَانَ أَمْرًا مَقْضِيًّا)[١] .
«و تا او را براى مردم نشانه قرار دهيم و رحمت باشد از سوى ما و اين امرى است پايان يافته».
علت آيت بودن حضرت مسيح (عليه السلام)همان تولد غير طبيعى اوست، تولدى كه حتّى مادر او نيز در امكان آن ترديد مى كرد آنگاه كه جبرئيل به او از تولد چنين فرزندى گزارش داد و او در پاسخ جبرئيل چنين گفت:
(أَنى يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا)[٢].
«چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد در حالى كه تاكنون انسانى با من تماس نداشته و زن آلوده هم نبودم».
خطاب آمد:
[١] مريم: ٢١.
[٢] مريم: ٢٠ .