روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢ - ترجمه
ايشان برگردند.
؛و برخوان بر ايشان خبر آنكه بداده بوديم او را نام[آيتهاى] [١]بزرگ ما، بيرون كشيد خويشتن از آن متابع او كرد ديو و بود از بىراهان.
؛و اگر خواهيم برداشتيمى [٢]او را بدان و لكن او بست بهسوى [٣]زمين و متابع شد هواى خويش را،مانند [٤]او چون مانند سگ است اگر برنهى [٥]چيزى بر وى زبان فروهلد يا دست بازدارى [٦]زبان فروهلد،اين است مثل [٧]اين قوم آنان كه به دروغ داشتند آيتهاى ما،پس بازگوى خبر تا مگر فكر كنند.
بد [٨]مثل [٩]آن قوم،آن كسانى كه به دروغ داشتند حجّتهاى[ما را] [١٠]و بر تنهاى خويشان [١١]بودند ستمكاران.
هركه راه نمايد او را خداى،اوست راه راست يافته،و هركه بىگردد [١٢]اينانند زيانكاران.
[١٣] ؛و بهدرستى كه بيافريديم دوزخ را بسيارى از پريان و مردم، ايشان را دلهايى كن كه اندر نيابند بدان و ايشان را چشمها نبينند بدان،و ايشان را گوشها كه نشنوند به آن،ايشان چون چهارپاياناند،بل ايشان گمراهتراند،ايشانند كه بىخبرانند.
[١] .آو:ندارد،از آج،افزوده شد.
[٢] .مج،لت:خواستمانى بلند كردمانى.
[٣] .مج،لت:ساكن شد در،آج،لب:ميل مىكرد سوى.
[٩] [٧] [٤] .آج،لب:داستان،مج،لت:مثل.
[٥] .آج،لب:حمله آرى،مج،لت:حمله كنى.
[٦] .مج:رهاش كنى.
[٨] .مج،لب:بدا آرزوى.
[١٠] .آو:ندارد،ازلت افزوده شد.
[١١] .آن:خودشان.
[١٢] .كذا در آو و بم،بىگردد/بگردد(با ياى مجهول)،آن:برگردد،مج،لت:را گمراه كند.
[١٣] .اساس تا اين جا افتادگى دارد،از آو،آورده شد.