روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٢ - ترجمه
يعنى گوش با وحى خدا كند و باور دارد آن را. وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ ؛و تصديق كند مؤمنان را دون منافقان.و گفتند:«لام»،مقحم [١]است كقوله: رَدِفَ لَكُمْ... [٢]، و المعنى ردفكم.و قوله: ...لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ [٣]،اى يرهبون ربّهم.و بعضى دگر گفتند، معنى آن است كه:يؤمن للمؤمنين من الامان؛او مؤمنان را امن [٤]گرداند. وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ ،جملۀ قرّاء، رَحْمَةٌ خواندند به رفع على انّه خبر للمبتدإ عطفا على قوله: أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ ،اى هو اذن خير و هو رحمة.و حمزه خواند:رحمة،عطفا على قوله:خير،اى اذن خير؛و رحمة؛او رحمتى است مؤمنان را يا [٥]گوش رحمتى است مؤمنان را از شما.آنگه گفت:و آنان كه رسول را ايذاء كنند و رنج نمايند،ايشان را عذابى اليم خواهد بودن،مولم،دردناك.
يَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ ،قتاده و سدّى گفتند:جماعتى منافقان،منهم جلاس بن سويد و وديعة بن ثابت [٦]رسول را ناسزا گفتند [٧]،و گفتند:اگر اين كه محمّد مىگويد حقّ است،پس ما از خر بتريم.كودكى انصارى بشنيد اين حديث، خشم گرفت و گفت:بلى همچنين است آنچه محمّد مىگويد حقّ است و شما از خر بترى.بيامد و رسول را خبر داد،رسول-عليه السّلام-ايشان را بخواند و از اين حال بپرسيد،انكار كردند و سوگند خوردند كه اين غلام[٩٠-پ]دروغ گفت.رسول -عليه السّلام-براى سوگند ايشان را باور داشت،غلام دلتنگ شد-و نام او عامر بن قيس بود-سر سوى آسمان كرد و گفت:اللّهمّ صدّق الصّادق و كذّب الكاذب؛بار خدايا راست و دروغ اين حديث پيدا كن تا معلوم شود كه راست كه گفت و دروغ كه گفت.خداى تعالى اين آيت فرستاد و آن كودك را راست گوى كرد.و منافقان را دروغزن.مقاتل و كلبى گفتند:آيت در جماعتى منافقان آمد كه از غزات تبوك تخلّف كردند،چون مؤمنان بازآمدند تعلّل كردند و عذر خواستند و سوگند خوردند تا رضاى ايشان بجويند،خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:اين منافقان سوگند مىخورند براى آن تا شما را كه صحابۀ رسول ارضاء [٨]كنند و خشنود گردانند. وَ اللّٰهُ وَ
[١] .آو،آج،بم:مفخم.
[٢] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٧٢.
[٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٥٤.
[٤] .آج،مل،مج،لب:ايمن.
[٥] .مل:تا.
[٦] .آو،آج،بم:رديعة بن ثابت.
[٧] .مل:رسول را عليه السلام امين امى گفتند.
[٨] .مل:راضى.