روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨١ - ترجمه
گويند بشنود.محمّد بن اسحاق بن يسار و جماعتى ديگر از مفسّران گفتند:آيت در مردى آمد از منافقان،نام او نبتل بن الحارث،و او مردى بود سياه كاليده موى،مويها در هوا شده،سرخ چشم مشوّه الخلق،دميم الوجه [١]،و او آن بود كه رسول-عليه السّلام- گفت:
من اراد ان ينظر الى الشّيطان فلينظر الى نفيل بن الحارث؛ گفت هركه او خواهد كه در شيطان [٢]نگرد،يعنى ابليس،گو در نبتل [٣]بن الحارث نگر.و او حديث رسول-عليه السّلام-با منافقان نقل كردى،او را گفتند:اين مكن كه اگر محمّد بر اين واقف شود تو را ملامت رسد،گفت:انّما هو اذن سامعة؛او مردى است شنونده، قبولكننده،هرچه بگويند بشنود و قبول كند،و اگر قبول نكند سوگند بخوريم [٤]تا باور دارد.خداى تعالى اين آيت بفرستاد و رسول را از گفتار ايشان خبر داد.خليل گفت:روا باشد كه،مرد را به جارحه وصف كنند،گويند:فلان عين ناظره،چون نيك بين باشد،و اذن سامعه،چون همه حديثى بشنود و قبول كند،چنان كه ناب گويند شتر را چون به نه سال رسد،براى آنكه نابش،اعنى دندانش سخت شود.و از اين لفظ فعل [٥]بر انگيختند،فقالوا:اذن لكذا يأذن اذنا،اذا استمع اليه،و منه
قوله -عليه السّلام: لا يأذن اللّه لشيء كاذنه لنبىّ يتغنّى بالقرآن، و
يروى: كاذنه لعبد يقرأ القرآن،اذن له، آن باشد كه گوش با او كرد،و قال الشّاعر:
في سماع يأذن الشّيخ له
و حديث مثل ما ذىّ مشار
و قال عدىّ:
ايّها القلب تعلّل بددن
انّ همّي في سماع و أذن
و قال الاعشى:
صمّ اذا سمعوا خيرا [٦]ذكرت به
و ان ذكرت بسوء عندهم اذنوا
حقتعالى گفت:جواب ده ايشان را و بگو كه: أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ ؛بگو كه:او گوش خير است خير نشنود و قبول كند و شرّ قبول نكند.و قولى ديگر آن است كه:او گوشى است بهتر شما را،يعنى آنكه او بشنود و تصديق كند شما را به از آن باشد كه چون بشنود تكذيب كند و باور ندارد. يُؤْمِنُ بِاللّٰهِ ،اى يصغي الى الوحى فيصدّق،
[٣] .اساس و نسخه بدلها:نفيل،با توجّه به مآخذ تاريخى و ديگر تفسيرها،تصحيح شد.
[١] .همۀ نسخه بدلها:ذميم الوجه.
[٢] .آو،آج،بم،لب:ديو.
[٤] .آو،آج،بم،لب:بخورم.
[٥] .اساس:فعيل؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٦] .اساس:خير؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.