روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٥ - ترجمه
آنگه اين علّت مهمل و پوشيده رها نكرد تا بيان كرد كه چرا نفقات ايشان به موقع قبول نمىافتد،گفت: وَ مٰا مَنَعَهُمْ ؛و«ما»،روا باشد كه نفى را باشد و معنى آن بود كه:هيچ منع نيست از قبول صدقات ايشان الّا آنكه ايشان كافرند به خداى و پيغامبر.و روا باشد كه استفهامى بود،و معنى آن باشد كه:چه منع مىكند ايشان را ازآنكه صدقات ايشان به موقع قبول افتد الّا كفرشان به خداى و پيغامبر.و نافع و عاصم و حمزه و كسائى و خلف خواندند:ان يقبل به«يا»،براى آنكه فعل مقدّم است[٨٤-پ].باقى قرّاء[به«تا»] [١]،براى تأنيث لفظ صدقات.آنگه خبر داد از سرّ ايشان،[گفت: وَ لاٰ يَأْتُونَ الصَّلاٰةَ إِلاّٰ وَ هُمْ كُسٰالىٰ ؛اين اتيان نه آمدن است،از آن باب است كه عرب گويد:اتيت الامر اذا فعلته] [٢]و آنگه[گفت:] [٣]اين نماز كه ايشان مىكنند نه بطوع و طبع مىكنند،گفت:نماز نكنند و الّا ايشان كسلان باشند.
«واو»،حال راست و جمله در محلّ نصب بر حال و اين علامت نفاق باشد.
در خبر است كه مردى به نزديك رسول آمد و گفت:يا رسول اللّه!من مىترسم كه نبايد كه من منافق باشم.رسول-عليه السّلام-گفت:يا هذا كه تنها باشى هيچ نماز كنى؟گفت:آرى.گفت:برو كه منافق نهاى.و در تاريخ هست كه بعضى زنديقان [٤]را ديدند كه نماز نيكو مىكرد،او را گفتند:اين چيست كه مىكنى؟و اين مباين طريقت تو است،گفت:«عادة البلد و رياضة الجسد و حماية الاهل و الولد.
وَ لاٰ يُنْفِقُونَ إِلاّٰ وَ هُمْ كٰارِهُونَ ؛و هيچ نفقه نكنند الّا و ايشان كاره باشند آن را.و «واو»نيز حال است.
آنگه گفت:يا محمّد!فلا تعجبك؛به عجب مياراد تو را مالهاى ايشان و نه فرزندان ايشان،آن نه براى كرامت ايشان است، إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ ؛خداى مىخواهد كه ايشان را بر [٥]مال و فرزندان در دنيا عذاب كند:در اين چند قول گفتند؛عبد اللّه عبّاس و قتاده و مجاهد و سدّى گفتند:در آيت تقديم و تاخيرى هست،و تقدير آن است كه:
فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم فى الحياة الدّنيا إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِهٰا فى الآخرة،گفت:به عجب [٦]مياراد تو را مالها و فرزندان اين كافران در دنيا.خداى
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٣] [٢] .اساس:ندارد؛از آج،افزوده شد.
[٤] .آو،آج،بم،لب:زنادقه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:به اين.
[٦] .آو،آج،مج:تعجّب.