روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٤ - ترجمه
آنگه گفت:بگو اى محمّد! قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنٰا إِلاّٰ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ ؛شما انتظار مىكنى به ما الّا يك كار نيكو از دو كار [١]:امّا ظفر و غنيمت،و امّا قتل و شهادت،براى آنكه حال كارزاركننده [٢]از اين دو بيرون نباشد،يا دست او را باشد يا بر او بود.گفت:اگر دست ما را باشد يك حسنى [٣]است كه ظفر باشد و غنيمت، و اگر دست بر ما باشد و ما كشته شويم،نه ما را بهشت و درجۀ شهادت خواهد بودن! ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت كه:خداى ضمان كرده است آن را كه در سبيل او شود [٤]از سر ايمان به خداى و رسول كه،يا شهادت روزى كند او را يا بازگرداند او را با اهل و خانۀ[خود] [٥]،آمرزيده [٦]،با مغفرت و ظفر و غنيمت.هذا معنى قوله: إِلاّٰ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ .و لكن ما نيز متربّصيم و منتظر به شما [٧]احدى السّوأتين؛از دو بدى يكى،امّا عذاب خداى تعالى در قيامت اگر از تيغ ما بجهند،اى بِأَيْدِينٰا ؛يا به دست ما كشته شوند.و گفتند:مراد به عذاب من عنده، انواع عذاب است كه به امّت سلف رسيد از صواعق و جز آن، أَوْ بِأَيْدِينٰا ؛يا به دست ما،يعنى شما آن نفاق كه در دل دارى اظهار كنى تا خون شما ما را حلال گردد و به دست ما كشته شوى.اكنون شما انتظار كنى آن را كه شيطان وعده داد شما را از غرور و اباطيل و وهن اسلام به مرگ رسول-عليه السّلام-كه ما نيز بر سر انتظاريم وعدهاى خداى را در اظهار دين او و نصرت رسول او.
قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً ؛آنگه گفت:شما مال نفقه مىكنى [٨]بطوع و رغبت يا به كراهت،كه از شما هيچ مقبول نخواهد بودن [٩]براى آنكه شما فاسقانى،يعنى كافرانى،و چون اعتقاد درست نداريد،عمل بىايمان و اعتقاد هيچ نفع نكند،يعنى كه آفت ردّ صدقات و نفقات شما،و آنكه به موقع قبول نمىافتد همه نه آن است كه به كره نفقه مىكنى كه اگر هرچه در زمين مال است بطوع و رغبت خرج كنى از شما مقبول نباشد،براى آنكه ايمان ندارى.
[١] .آو،آج،بم،لب+را.
[٢] .آو،آج،بم،لب:قتالكننده.
[٣] .مل:حسنت.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:بيرون شود.
[٥] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٦] .مل:زنده.
[٧] .مل:شما را.
[٨] .مج:نفقه كنيد.
[٩] .مل+ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فٰاسِقِينَ .