روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٤ - ترجمه
لِصٰاحِبِهِ... ،چون در اين چهار جاى كنايت راجع با رسول است در آنجا همچنان بايد كه باشد،دگر آنكه:خداى تعالى در مثل اين آيت تصريح كرد به سكينه [١]بر رسول-عليه السّلام-فى قوله: ثُمَّ أَنْزَلَ اللّٰهُ سَكِينَتَهُ عَلىٰ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا... [٢]،بلا خلاف اين ضمير عايد جز با رسول-عليه السّلام-نيست، چون كنايات از اوّل آيت تا به آخر همه راجع با رسول است-عليه السّلام-آن يكى از ميانه نبايد كه راجع باشد با جز رسول،آنگه گفت: وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهٰا ؛و قوّت [داد] [٣]او را به لشكرهايى كه شما نديدى ايشان را،يعنى فريشتگان. وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلىٰ وَ كَلِمَةُ اللّٰهِ هِيَ الْعُلْيٰا ؛و كلمت آنان كه كافر بودند فروتر كرد و كلمت خداى است كه بلندتر است،و كلمت كنايت است از شأن و كار.
حقتعالى گفت:من كار كافران فرونهادم و سافل و مقهور و مغلوب كردم.و كلمت خداى،يعنى دين او و شرع رسول او هميشه بلند بوده است.و كَلِمَةُ اللّٰهِ ،مرفوع است به ابتدا،و اَلْعُلْيٰا ،خبر اوست،و هِيَ فصل است به نزديك بصريان.و كوفيان عماد خوانند اين را.عبد اللّه عبّاس گفت:كلمۀ كفّار كفر است و شرك،و كلمه خداى تعالى كلمۀ ايمان است،گفتن: اللّه.
وَ اللّٰهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ؛و خداى تعالى عزيز است او را به نصرت كس حاجت نيست،و رسول را نه از سر [٤]عجز به غار فرستاد،بل از جهت حكمت.
اِنْفِرُوا خِفٰافاً وَ ثِقٰالاً ،ابو الضّحى گفت:اوّل آيت از سورت برائت كه فرود آمد اين آيت بود.مجاهد گفت:سبب نزول آيت آن بود كه:[چون] [٥]رسول-عليه السّلام- صحابه را استنفار كرد به جهاد،تعلّل كردند و گفتند:در ميان ما ثقلاء و خداوندان صنعت و حاجت و اشتغال بسيارند و پراگنده روزگار،خداى[تعالى] [٦]اين آيت فرستاد،گفت:به هر حال اگر خفيفى و اگر ثقيلى [٧]،نفر [٨]بايد كردن و به جهاد برون بايد آمدن،و گفت:اين نه عذر باشد.
مفسّران خلاف كردند در معنى خفاف و ثقال؛انس و ضحّاك و مجاهد و قتاده
[١] .آو،آج،بم،لب:سكينه را.
[٢] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٢٦.
[٦] [٥] [٣] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٤] .آو،آج،بم،لب:بهر.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:ثقيل.
[٨] .آج:نصر.