روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٥ - ترجمه
را به پاى و لگد و سرو [١]مىزنند تا آنگه كه خداى تعالى حساب فصل كند ميان خلقان در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال باشد،و ندانم با [٢]حديث گاو [٣]گفت يا نگفت.
ثوبان روايت كرد كه رسول-صلّى اللّه عليه [٤]-گفت:هركه او كنزى بنهد و زكات آن نداده باشد،حقتعالى از آن گنج او مارى آفريند كه او را دو نقط [٥]سياه باشد بر بالاى چشم تا با او مىرود،هركجا كه او مىرود گويد:ويلك!تو كيستى كه ملازم من شدهاى؟گويد:من آن گنجم كه تو نهادى،با توام تا تو را خرد بشكستن و فروبردن.آنگه بيازد و دستش در دهان گيرد و بشكند و فروبرد و همچنين اندامش يكيك تا همۀ اندامش فروبرد.
قوله تعالى: إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتٰابِ اللّٰهِ -الآيه،حقتعالى در اين آيت گفت:عدد ماههاى سال دوازده است.جملۀ قرّا«عشر»خوانند [٦]به فتح«عين» [٧]مگر ابو جعفر كه او خواند:اثنا عشر به سكون«عين»،و نهروانى از او روايت كرد حذف«الف»،تا جمع ساكنين نباشد«اثنعشر».و نصب شَهْراً بر تميز است بعد تمام الاسم،و آن از يازده [٨]باشد تا نود و نه،و معنى تمام است.اين جا آن است [٩]كه اسم و[در] [١٠]تقدير تنوين [١١]است براى آنكه تقدير آن است[كه] [١٢]اثنان و عشر چون تركيب كردند بنا كردند و در اصل منوّن بوده است.و تمام اسم به چهار چيز باشد:اضافت و تنوين و نون تثنيه و نون جمع،چه هريكى از اين چهار چون در اسمى افتد منع كند او را ازآنكه اضافت كنند او را،چه اين چيزها با اضافت به يك جاى ممكن نباشد.
و آن دوازده ماه،مراد ماههاى تازيان است،و هى:المحرّم و صفر،شهر ربيع الاوّل و شهر ربيع الآخر،جمادى الاولى،جمادى الآخرة،رجب،شعبان،شهر
[١] .آج،لب:سروى.
[٢] .آو،آج،بم،مل،لب:كه.
[٣] .مج:گاف/گاو.
[٤] .مج+و سلّم.
[٥] .مل،مج:نقطه.
[٦] .آو،آج،بم،لب:خواندند.
[٧] .به فتح«عين»،مراد به عين الفعل است.
[٨] .اساس زياده،با توجه به آط تصحيح شد.
[٩] .آو،آج،بم:و معنى تمام است آنجاست؛مل:و معنى تمام اين جا آن است.
[١٢] [١٠] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[١١] .آو،آج،بم،مل:نون تثنيه.