روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٣ - ترجمه
عاصم خواند:يضاهئون،به همز [١].و بر اين قرائت ضاهأته باشد،و بر قرائت عامّۀ [قرّا] [٢]ضاهيته. قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ،قتاده و سدّى گفتند؛مراد آن است كه:ترسايان[٧١-پ]در اين قول مشابهت مىكنند با جهودان كه گفتند: عُزَيْرٌ ابْنُ اللّٰهِ .مجاهد گفت:جهودان و ترسايان مضاهات مىكنند در اين قول با قول مشركان كه گفتند:فريشتگان دختران خداىاند.حسن بصرى گفت:وجه شبه كفر است،يعنى اينان به اين گفتار كافر شدند،چنان كه دگر كافران به مقالات كفر كافر شدند.و اين چنان است كه مشركان را[گفت] [٣]: كَذٰلِكَ قٰالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشٰابَهَتْ قُلُوبُهُمْ... [٤]،قتيبى گفت،مراد آن است كه:جهودان و ترسايان عصر [٥]رسول همان گفتند كه اسلاف ايشان كه پيش از اين بودند قٰاتَلَهُمُ اللّٰهُ ، عبد اللّه عبّاس گفت:لعنهم اللّه،قال ابان بن تغلب:
قاتلها اللّه تلحاني و قد علمت
انّي لنفسي افسادي و اصلاحي
و ابن جريج گفت:قتلهم اللّه؛خداى بكشا[د] [٦]ايشان را.بعضى دگر گفتند:
ايشان در اين گفتار چون مقاتل و مخاصماند خداى را-جلّ جلاله،خداى نيز مقاتل ايشان باد و به خصم ايشان. أَنّٰى يُؤْفَكُونَ ؛چگونه مىبرگردانند ايشان را به افك و دروغ،و اين بر سبيل تعجّب و مبالغت مىفرمايد،و جاى تعجّب آن است كه با چندين ادلّۀ قاهره و حجج ظاهره،چگونه از حقّ مىبرگردند.و أَنّٰى بر سه معنى است در كلام عرب:به معنى«كيف»«اين»و«متى»،و اين جا مراد«كيف»است، قال الشّاعر:
انّى المّ بك الخيال يطيف
و قال الكميت:
انّى و من اين نابك [٧]الطّرب
قوله: اِتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ ،«احبار»،جمع حبر
[١] .آج،لب:همزه.
[٦] [٣] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٤] [٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١١٨.
[٥] .اساس؛عصمت؛به قياس نسخۀ آو،و اتّفاق نسخ تصحيح شد.
[٧] .اساس:ابك؛آو،آج،بم:انّك؛با توجه به معنى بيت و به قياس با چاپ مرحوم شعرانى تصحيح شد.