روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٥ - ترجمه
و آنگه به«من»بيان كرد كه اهل كتاباند. حَتّٰى ،انتهاى غايت را باشد،گفت:
با ايشان قتال مىكنيد [١]تا آنگه كه جزيت بدهند.حكم اهل كتاب و اهل ذمّت آن است كه:اوّل ايشان را دعوت كنند،اگر قبول كنند فهو المراد،مسلمانانند و برادران مااند،و اگر قبول نكنند جزيت بر ايشان عرضه كنند،و شرايط ذمّت اگر قبول كنند برآن قرار دهند ايشان را،و اگر قبول نكنند با ايشان كارزار كنند تا آنگه كه ايمان آرند يا جزيت بپذيرند.و در آيت،دليل است بر آنكه:قتال اهل كتاب حلال است،بل واجب است چون جزيت قبول نكنند تا آنگه كه جزيت بدهند از دست خود به پيغامبر و امام. وَ هُمْ صٰاغِرُونَ ،«واو»حال راست؛در آن حال كه ذليل و صاغر باشند.و جزيه فعله من الجزاء لنوع من الخراج على كفرهم.و فعله،هيئت را باشد،كالجلسة [٦٩-پ]،و المشية و الرّكبة [٢].و براى آن گفت: عَنْ يَدٍ ،تا بدانند كه ايشان مىدهند و از ايشان نمىستانند به كره.و عَنْ تعلّق دارد به محذوفى،و التّقدير:اخراجا عن اليد.ابو على گفت:معنى آن است كه:بايد كه به دست خود دهند و روا نباشد كه در اين معنى نايب فرودارند [٣]تا مذلّت و صغارشان پيدا شود.و بعضى دگر گفتند،معنى آن است كه:عن نقد،چنان كه گويند:بعت هذا يدا بيد،اى نقدا.و بعضى دگر گفتند:عن يد لكم عليهم؛از دست نعمتى كه شما را باشد بر ايشان به قبول جزيه و تبقيت [٤]ايشان.و مغربي گفت:[به معنى قهر است] [٥]،عن قهر و غلبة، و اين قول زجّاج است.و«صغار»،مذلّتى باشد كه قدر صاحبش صغير [٦]بكند.و گفتهاند،معنى«صغار»در آيت آن است كه:حالت جزيت دادن بايد تا بر پاى ايستاده باشند به مقام مذلّت،و آنكس كه مىگيرد نشسته باشد بر مرتبۀ خود.قتيبى گفت:عرب چيزى كه مبتدا دهند نه بر سبيل مجازات،آن را اعطاه عن يد خوانند.
به نزديك ما جزيه از سه گروه گيرند:از جهودان و ترسايان و گبركان.و امّا صابيان به نزديك ما از ايشان جزيت نگيرند،و حكم ايشان حكم ديگر كفّار باشد،و ابو سعيد [٧]اصطخرى من اصحاب الشّافعى هم اين گفت،و جمله فقها خلاف كردند.
[١] .همۀ نسخه بدلها:مىكنند.
[٢] .آج:الكربة.
[٣] .آو،آج،بم،لب:فرادارند.
[٤] .آج:سليقه.
[٥] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٦] .مل:حقير.
[٧] .اساس:ابو سعد؛به قياس نسخۀ آو و اتفاق نسخهها تصحيح شد.