روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٣ - ترجمه
پارس و روماند.حذيفة بن اليمان گفت:اهل اين آيت هنوز نيستند-در عهد خود گفت-خواهند بودن پس از اين،و با ايشان قتال كند وليّى از اولياى خداى.كوفيان خواندند:ائمّة الكفر،به دو همزۀ محقّق على وزن افعله في جمع فعال كمثال و امثلة و عماد و اعمدة.و باقى قرّاء به تليين همزه خواندند تخفيف را.و ابن عامر به روايت هشام فصل كرد بين الهمزتين به«الف». إِنَّهُمْ لاٰ أَيْمٰانَ لَهُمْ ؛كه ايشان را سوگند نباشد.اگر گويند:چه معنى دارد گفتن كه ايشان را سوگند نباشد و در اوّل آيت گفت سوگند را خلاف كردند؟گوييم:مراد نه آن است كه ايشان سوگند نخورند، مراد آن است كه ايشان به سوگند وفا نكنند،ايشان حرمت سوگند ندارند و برآن ثبات نكنند ازآنكه اعتقاد ندارند به خداى،و قدر حرمت نشناسند.و قطرب گفت:لا ايمان لهم،اى لا وفاء لهم،و استشهد بقول الشّاعر:
و ان حلفت لا ينقض النّأى عهدها
فليس لمخضوب البنان يمين
اى،وفاء باليمين.و سوگند را براى آن«يمين»خوانند كه در وقت سوگند دست راست سوگند خوار بگيرند.و ابن عامر خواند:لا ايمان لهم،و حسن و عطا در شاذّ همچنين به كسر همزه گفت:ايمان نباشد [١]،ائمّۀ كفر را و اگر عوامّ كفّار را كه كفر به تقليد سرسرى شناسند ايشان را ايمان نباشد،ائمّۀ كفر را كه در كفر خود شبهات آرند و دستاويز جويند ايشان را چگونه ايمان باشد!قولى دگر گفتند در اين قرائت كه:
لاٰ أَيْمٰانَ لَهُمْ ،اى لا امان لهم [٢]،اگر كسى را امان دهند وثاقت ندارد بر ايشان كه وفا كنند به آن امان.و بر اين قول،«ايمان»،ايمن گردانيدن باشد. لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ ؛ تا همانا بازايستند و منزجر شوند از بعضى از [٣]اين كفر و عناد.
آنگه گفت: أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمٰانَهُمْ ؛كارزار نكنى با قومى كه سوگند بشكافتند و همّت كردند به آنكه پيغامبر خداى را از مكّه بيرون كردند،و ايشان ابتدا كردند به كارزار با شما روز بدر؟و بيشتر مفسّران گفتند:ايشان ابتدا كردند به قتال بنى خزاعه كه حلفاى رسول بودند. أَ تَخْشَوْنَهُمْ ؛از ايشان مىترسى كه از قتال ايشان مكروهى به روى شما آيد؟خداى اولىتر كه از عقاب او بترسى در [٤]ترك قتال ايشان.و مورد آيت مورد تحريض است[٥٨-پ]و ترغيب و تشجيع بر قتال ايشان.
[١] .مج+مگر.
[٢] .آج،مج،لب،آن+يعنى.
[٣] .آو،آج،بم،آن:در.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل،مج،لب:از.