روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
؛بخريدند به آيات خداى بهايى اندك،بازداشتند از راه او كه ايشان بد بود آنچه كردند.
[٥٣-ر] ؛نگاه نمىدارند در مؤمنى عهدى و نه حرمتى،ايشاناند كه گذرندگاناند از حد.
؛اگر توبه كنند و به پاى دارند نيز نماز و بدهند زكات برادران شمااند در دين و تفصيل دهيم [١]آيتها براى قومى كه بدانند.
؛و اگر بشكافند [٢]سوگندشان از پس عهدشان و طعنه زنند [٣]در دين شما كارزار كنى با امامان كفر كه ايشان سوگندشان نباشد،تا همانا ايشان بازاستند [٤].
؛كارزار نكنى [٥]با گروهى كه بشكنند [٦]سوگندشان و همّت كردند [٧]به بيرون كردن پيغامبر!و ايشان آغاز كردند نخست بار،مىترسى از ايشان!خداى سزاوارتر كه ترسيد از او اگر گروندهاى [٥٣-پ].
؛كارزار كنى با ايشان تا عذاب كند ايشان را خداى به دست [٨]شما و هلاك كند [٩]ايشان[را] [١٠]و يارى دهد شما را بر ايشان و شفا دهد دلهاى گروهى مؤمنان را.
[١] .آج،لب:پيدا همىكنيم.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آن:بشكنند.
[٣] .آج،لب:عيب كنند.
[٤] .استند/ايستند.
[٥] .آج،لب:چرا كارزار نكنى؛آو،بم،آن:نكنى كارزار.
[٦] .آج،لب:بشكستند.
[٧] .آج،لب:آهنگ كردند.
[٨] .آج،لب:به دستهاى.
[٩] .آج،لب:رسوا كند.
[١٠] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.