روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٥ - ترجمه
وَ إِلَى اللّٰهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ؛و بازگشت همه كارها با خداى است،چون صدور از او باشد،بازگشت بازو [١]باشد،و ملك همه ملاّك زائل شود و حكم همه حكّام باطل، حكم خاص او را باشد در قيامت در جمله كارها،براى اين گفت: وَ إِلَى اللّٰهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ،و كلام در اين معنى مستقصى برفته است در سورة البقرة.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا -الآية،ايزد تعالى در اين آيت امر كرد مؤمنان را كه:چون گروهى را از كافران بينيد،بر جاى بايستيد و بنگريزيد و پناه با خداى و ذكر خداى دهيد و دعا و تضرّع كنيد تا همانا فلاح و ظفر يابيد.و فلاح، نجاح باشد و بقا باشد و ظفر باشد.قتاده گفت:خداى تعالى بندگان را فرمود در حالى كه به خود مشغول باشند،ذكر او كنند تا بدانند كه در هيچ حال رخصت نيست ايشان را كه ذكر او رها كنند.
قوله: وَ أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ ،و گفت:طاعت خداى دارى و فرمان پيغامبر برى و منازعت و مخالفت و خصومت مكنى كه پس بددل شويد و ضعيف شوى. وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ ؛و بداتان بشود،مجاهد گفت:نصركم.مقاتل گفت:حدّتكم؛تيزى شما بشود.عطا گفت:جلدكم؛سختى شما بشود.يمان گفت:غلبتكم.نضر بن شميل گفت:قوّتكم.اخفش گفت:دولتكم.ابن زيد گفت:باد [٢]نصرت خواست كه خداى تعالى هيچوقت نصرت نكرد مؤمنان را و الّا بادى فرستاد كه خاك بر روى و چشم كافران كرد.أ لا ترى الى قوله تعالى: فَأَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا [٣]... ،و
قوله-عليه السّلام: نصرت بالصّبا و اهلكت عاد بالدّبور ،و در عرف معروف است كه چون كسى را كارى روان باشد،گويند:الرّيح له و تهبّ له الرّيح.
و به زبان ما گويند:باد،باد اوست،و قال عبيد:
كما حميناك يوم النّعف من شطب
و الفضل للقوم من ريح و من عدد
و قال آخر:
يا صاحبىّ الا لا حيّ بالوادي
الّا عبيد قعود بين اذواد
أ تنظران قليلا ريث غفلتهم
ام تعدوان فانّ الرّيح للعاد
و قال آخر:
[١] .بازو/باز او/به او.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:به باد.
[٣] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٩.