روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٤ - ترجمه
وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ ؛و نيز ياد كنيد چون با شما نمود ايشان را به وقت ملاقات و مقابله در چشمهايتان اندك،و شما را نيز در چشم ايشان اندك كرد.و حكمت در اين،آن بود تا مسلمانان در فصل اوّل كه ايشان را اندك بينند،بددل نشوند و قوىدل باشند.مقاتل گفت:براى آنكه رسول-عليه السّلام-ايشان را در خواب ديد كه اندك بودند با صحابه بگفت،خداى تعالى نخواست تا خواب رسول-عليه السّلام- خلاف شود.عبد اللّه مسعود گفت:در چشم ما چنان آمدند كه من گفتم يكى را از جملۀ ما كه اينان همانا [١]هفتاد مرد باشند،گفت:تا به پانصد [٢]مرد، وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ ؛و شما را در چشم ايشان اندك كرد تا اهبت و ساز نكنند و جدّوجهد و مبالغت نكنند و تواكل و تجادل كنند تا سبب ظفر مسلمانان باشد و خذلان ايشان.
سدّى گفت:چنان اندك آمدند [٣]مسلمانان[٣٩-پ]در چشم كافران،كه يكى از ايشان گفت:بياى [٤]تا برگرديم كه كاروان به سلامت رفت.ابو جهل گفت:نرويم و تا اينان را استيصال [٥]نكنيم.آنگه گفت:هيچ [٦]سلاح مگيرى [٧]،اينان را به دستگير بگيرى و به رسنها [٨]ببندى تا با خود ببريم كه براى اينان سلاح گرفتن كرا نكنند.
كلبى گفت:براى آن بود تا هريكى از دو لشكر دلير شوند بر صاحبش تا خداى تعالى حكمى كه خواست كردن بكند.اگر گويند،روا باشد كه خداى تعالى ايشان را در چشم بينندگان كم نمايد،با آنكه ايشان مىبينند،نه اين مؤدّى بود با آنكه ادراك معنى بود تا وثاقت برخيزد به مشاهدات؟گوييم:آن،ديدنى حقيقى نباشد، و ايشان در ديدن و حزر [٩]استقصا نكرده باشند.و روا باشد كه موانعى باشد آنجا از رؤيت،چون:گرد و ضباب و استتار بعضى به بعضى،و نيز روا باشد كه خداى تعالى قطع شعاع كند ميان رائى و بعضى مرئيّات [١٠]بر سبيل معجز،و اين جمله وجوه آن است كه توجيه [١١]توان كرد در اين باب تا ادا نكند با اين فساد كه گفتى.
[١] .آو،بم+تا.
[٢] .مل،مج،لب:تا به صد.
[٣] .اساس:آمدند و؛به قياس آو،و اتّفاق نسخهها تصحيح شد.
[٤] .بياى/بيايى/بياييد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:مستأصل.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+كس.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:برمگيرى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج و لب:دستها.
[٩] .لب،آن:جزر.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:مرئيان.
[١١] .اساس:توجه؛به قياس نسخۀ مل،تصحيح شد.