روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
ديگر عرب جمع كرده بود،و در اين معنى كعب بن مالك گفت:
فجئنا إلى موج من البحر وسطه
احابيش منهم حاسر و مقنّع
ثلاثة آلاف و نحن بقيّة
ثلاث مأين ان كثرنا فاربع
الحكم بن عيينه گفت:آيت در ابو سفيان آمد كه روز احد چهل اوقيّه زر بر مشركان خرج كرد،هر اوقيّهاى چهل و دو درم.محمّد بن اسحاق گفت:چون روز بدر آن واقعه افتاد قريش را،هزيمتيان با مكّه آمدند و ابو سفيان بيامد و كاروان خود با مكّه آورد.عبد اللّه بن ابى ربيع و عكرمة بن ابى جهل و صفوان [١]بن اميّه با جماعتى از قريش كه پدران و برادران ايشان را كشته بودند به بدر بيامدند و ابو سفيان را گفتند-و آنان را كه در آن كاروان مالى بود-كه:اى جماعت قريش!ديدى كه محمّد چه كرد و به سر ما چه آورد!و از ما كس نيست و الّا از او موتور و كينه رسيده است كه مردمان [٢]را و عزيزان ما را بكشت،اكنون به اين مالى كه بجهانيدى از او ما را يارى بايد دادن تا باشد كه ما كينه خود از او بجوييم.گفتند:همچنين كنيم،و هركسى نصيبى [٣]از مال بدادند،خداى تعالى اين آيت فرستاد.ضحّاك گفت:مراد اهل بدارند.مقاتل و كلبى گفتند:مراد آناناند كه روز بدر مقاتلان را طعام مىدادند و ساز مىكردند-و ايشان دوازده مرد بودند:ابو جهل هشام بود و عتبه و شيبه-پسران ربيعه،عبد شمس و نبيه و منبّه-پسران حجّاج،و ابو البخترىّ بن هشام و النّضر بن الحارث و حكيم بن حزام و ابىّ بن خلف و زمعة بن [٤]الأسود و الحارث بن عامر و العبّاس بن عبد المطّلب-و همه قرشى بودند،هر مردى ده مرد را برگ مىكردند.
خداى تعالى در ايشان اين آيت بفرستاد،خداى تعالى گفت:اين مالها كه نفقه [٥]مىكنند به اميد آنكه تا باشد كه غالب شوند،و ايشان را دستى و ظفرى باشد.آنگه چون برخلاف مراد ايشان بود مال از دست بشده باشد و نفقه كردۀ آن برايشان حسرت شود،و آنگه كه بنگرى مغلوب و مقهور شوند،و اين آيت از جملۀ اعلام معجزات است،براى آنكه خبر است از غيب و مخبر بر وفق خبر آمد.آنگه گفت اين خود
[١] .آو،آج،بم،آن:ضرار بن اميّه.
[٢] .آو،آج،بم،مج،لب،آن:مردان.
[٣] .آج،لب+را.
[٤] .اساس:ربيعة بن،به قياس نسخۀ آو،تصحيح شد،مل:ربيعة بن.
[٥] .آو،آج،بم،لب،آن:به نفقه مىكنند.