روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٧ - ترجمه
ميان ايشان باشى،و ما دام تا ايشان استغفار كنند اگر كنند جز كه استغفار نكردند و نيز نكنند،و اگر كردندى مؤمن بودندى.مجاهد و عكرمه گفتند:مراد به استغفار، اسلام است؛مىگويد:اگر اسلام آوردندى ايشان را عذاب نكردندى.و روايتى دگر از عبد اللّه عبّاس آن است كه:مراد به استغفار نماز است ما دام تا نماز كنند عذاب نيايد.حسن بصرى گفت:آيت منسوخ است به آيت دگر كه از دنبال آن است، وَ مٰا لَهُمْ أَلاّٰ يُعَذِّبَهُمُ اللّٰهُ ،نبينى كه ايشان را به حصار مكّه و قحط و قتل در فتح مكّه عذاب كرد،و اين درست نيست براى آنكه خبر محض است و نسخ در اوامر و احكام شود دون اخبار.
وَ مٰا لَهُمْ أَلاّٰ يُعَذِّبَهُمُ اللّٰهُ ؛و نباشد ايشان را كه خداى عذابشان نكند،يعنى نرسد ايشان را،و اين منزلت و مرتبت نبود ايشان را كه خداى تعالى بر ايشان ابقا كند،و فعل و سيرت ايشان اين كه خداى تعالى حكايت كرد از ايشان كه: وَ هُمْ يَصُدُّونَ ،اين«واو»،حال است،و حال ايشان آنكه مانع بودند رسول را و مؤمنان را از خانۀ خداى كه مسجد الحرام است.بعضى دگر گفتند كه:«ان»صله است و زياده،و تقدير آن است كه:(و ما لهم لا يعذبهم الله)؛چه بوده ايشان را كه خداى ايشان را عذاب نكند،و حال ايشان اين حال؟و بر اين قول«ما»استفهامى باشد،و بر قول اوّل«ما»نفى باشد و«صدّ»منع باشد و صدود اعراض باشد،و صدد معرض [٣٣-ر]كار باشد و«صديد»،زرداب باشد. وَ مٰا كٰانُوا أَوْلِيٰاءَهُ ؛ايشان دوستان و خاصّگان خداى نيستند اگرچه دعوى مىكنند اوليا[اند] [١]،و دوستان خداى جز متّقيان نباشند.باقر-عليه السّلام-گفت و حسن بصرى كه:ضمير عايد است با مسجد الحرام،و سبب آن بود كه قريش گفتند كه:ما اولياى مسجد الحراميم و واليان آنيم،حقتعالى گفت:دروغ مىگويند،ولاة و اوليا و اولى النّاس بالمسجد الحرام جز متّقيان نباشند،و اين اختيار ابو على است.اگر گويند بر قول درست كه گفتى به آيت اوّل منسوخ نيست چگونه جمع كنى ميان اين آيت و آيت ديگر كه از پس او است كه متناقض مىنمايد كه در آيت اوّل نفى عذاب كرد و در آيت دوم اثبات عذاب؟گوئيم:عذاب آخرت خواست،و تقدير آن است كه:(و ما لهم الا يعذبهم الله في الآخرة)،تا نفى عذاب در دنيا باشد و اثباتش در آخرت تا مناقضت زائل بود.و
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.