روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٥ - ترجمه
النّضر بن [١]الحارث آمد،چون گفتند: لَوْ نَشٰاءُ لَقُلْنٰا مِثْلَ هٰذٰا ؛اگر ما خواهيم،مثل اين بگوييم،و اين اساطير اوّلينان است.عثمان بن مظعون گفت:اتّق اللّه،از خداى بترسى كه محمّد حق مىگويد.گفت:من نيز حق مىگويم.گفت:محمّد مىگويد:
لاالهالاّاللّه؛گفت:من نيز مىگويم:لاالهالاّاللّه؛و لكن مىگويم:هؤلاء بنات اللّه [يعنى] [٢]بتان را،و«حق»منصوب است به خبر«كان»و«هو»،عماد است و توكيد [٣].
آنگه اين كافر گفت:بار خدايا!اگر چنان كه اين كلام تو است و حق است و از نزديك تو است بباران بر ما سنگ از آسمان.ابو عبيده گفت:در رحمت مطر گويند،و در عذاب امطر گويند،قال اللّه تعالى: وَ أَمْطَرْنٰا عَلَيْهِمْ حِجٰارَةً... [٤]، وَ أَمْطَرْنٰا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ... [٥]،و در حق او آمد: سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ، لِلْكٰافِرينَ لَيْسَ لَهُ دٰافِعٌ [٦].عطا گفت،در حقّ او آمد: سَأَلَ سٰائِلٌ ،ده آيت و بسى [٧]از قرآن فرود آمد.سعيد جبير گفت:رسول-عليه السّلام-روز بدر سه كس را بكشت به صبر،و كشتن صبر آن باشد كه،كسى را محبوس بكنند و طعامش ندهند و شراب تا بميرد-مطعم بن عدىّ را و عقبة بن ابى معيط را و نضر بن الحارث را-و نضر، اسير مقداد بود،چون رسول-عليه السّلام-فرمود تا او را بكشند،مقداد گفت:يا رسول اللّه!اسير من است.رسول-عليه السّلام-گفت:دانى كه او در كتاب خداى چه گفت:مقداد دگرباره شفاعت كرد.رسول همان بازگفت:بار [٨]سوم رسول -عليه السّلام-گفت:
اللّهم اغن [٩]المقداد من فضلك ؛بار خدايا!مدد فضلت از مقداد بازمگير.مقداد گفت:يا رسول اللّه![٣٢-پ]من نيز اين دعا طمع داشتم.
قوله: وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ -الآية.مفسّران خلاف كردند؛ محمّد بن اسحاق گفت:اين حكايت كلام مشركان است،و معنى مردود است بر كلام اوّل كه از ايشان حكايت كرد كه ايشان گفتند:ما از عذاب ايمنيم اگر محمّد
[١] .همه نسخه بدلها:نضر بن.
[٢] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٣] .بم:توكيل.
[٤] .سورۀ حجرات(١٥)آيۀ ٧٤.
[٥] .سورۀ شعراء(٢٦)آيۀ ١٧٣؛سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٥٨.
[٦] .سورۀ معارج(٧٠)آيات ١ و ٢.
[٧] .آو،آج،بم،مج،لب،آن:بيشتر.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:به بار.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:اعن.