روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٧ - ترجمه
ايشان در گمراهى روشناند.
قوله-عزّ و علا: اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ ،خداى تعالى گفت:فروفرستاد خداى نيكوتر حديث،يعنى قرآن.عبد اللّه مسعود و [١]عبد اللّه عبّاس گفتند كه:يك روز صحابه رسول را گفتند:يا رسول اللّه:لو حدّثتنا،اگر براى ما حديثى كنى.
خداى تعالى اين آيت فرستاد: اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ ،و حديث[١١١-ر]،ضدّ قديم باشد و نقيض او،عجب ازآنكه گويد:قرآن قديم است و خداى تعالى مىگويد:حديث است،و اين قول متناقض باشد از دوگانه يكى دروغ بود.اگر خداى راست گفت،قائلان آن قول،دروغ گفتند،و اگر ايشان راست گفتند،همانا احسن الحديث راست نباشد-تعالى [٢]عن الكذب علوّا كبيرا.
كِتٰاباً مُتَشٰابِهاً ،كتابى است متشابه،يعنى،بهرى با بهرى ماند در حسن نظم و ترتيب و بلاغت و تناسب [٣]و آنچه لايق اين بود و هيچ تناقض [٤]نيست و اختلاف [٥]، يعنى [٦]،مصدّق بعضى و بهرى مقوّى و مبيّن بهرى.قتاده گفت:آيات و كلماتش با يكديگر ماند [٧]و حروفش. مَثٰانِيَ ،جمع«مثنى»باشد،دودو است[گفتند:
معنى آن است كه در او مكرّرات است.و گفتند:اخبار و قصص و احكام در او مثنّى و مكرّر است] [٨].گفتند:معنى آن است كه:اگر تلاوت او مثنّى و مكرّر كنند، ملال نيايد از او. تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ،بلرزد از او پوست آنان كه از خداى بترسند [٩]و از خواندن و شنيدن و انديشۀ او. ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلىٰ ذِكْرِ اللّٰهِ ،پس دلهاى ايشان و پوستهاى ايشان نرم شود با ذكر خداى.و گفتند:
«الى»به معنى«لام»است،يعنى،لذكر اللّه.
عبد اللّه بن عروة بن الزّبير گفت،جدّهام را گفتم-اسما بنت ابى بكر را:
اصحاب [١٠]رسول چون بودندى چون قرآن شنيدندى؟گفت:چنان كه خداى وصف
[١] -آب،افزوده:عكرمه.
[٢] -آج،لب:تعالى اللّه.
[٣] -دا،آج،لب:تناسب معنى.
[٤] -دا،آج،لب:تناقضى.
[٥] -دا،آج،لب:اختلافى.
[٦] -دا،آج،لب:بل بعضى.
[٧] -آج،لب:مىماند.
[٨] -اساس و آب،افتادگى دارد،از دا،افزوده شد.
[٩] -آج،لب:نترسند.
[١٠] -آج،لب:كه اصحاب.