روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٧ - ترجمه
و رها كرديم بر او در بازپسينان [١].
[٢] سلام بر ال ياسين باد! ما همچنين پاداشت [٣]دهيم نيكوكاران را.
كه او از بندگان گرويدۀ ماست [٤].
قوله [٥]: أَ ذٰلِكَ خَيْرٌ نُزُلاً ،حقتعالى چون طرفى بر اجمال ذكر بهشت بگفت بر- سبيل تقرير بر لفظ استفهام فرمود: أَ ذٰلِكَ خَيْرٌ نُزُلاً ،گفت:آن بهتر است كه ذكر او رفت به نزل و فضل[و افزونى يا درخت زقّوم.و نزل،فضل باشد و ريع،يقال:هذا طعام له نزل،اى ريع و فضل] [٦]و قيل:نزلا،أى رزقا.گفت:اين بهتر است يا درخت زقّوم؟و نصب نزلا بر تمييز است.اگر گويند اين آنگه روا باشد كه در زقّوم خيرى بودى تا آنكه گويند اين از آن در خير زيادت است،از اين چند جواب است:
يكى آنكه اين لفظ استعمال كنند جاى [٧]كه در معادل او از اين معنى هيچ نباشد، چنان كه مالك سراى را گويند:هذه الدّار اولى بكذا [٨].و اگرچه در آن سراى كسى را ولايت نباشد.و جواب ديگر از او آن است كه سبب آن بهتر است يا سبب اين و آنچه به آن ادا كند [٩]بهتر است يا آنچه به اين ادا كند،على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه.جواب ديگر آنكه:ايشان اعتقاد كردند كه در مقالت و مذهب ايشان خيرى [١٠]هست بر وفق اعتقاد ايشان گفت.جواب [١١]ديگر آنكه ايشان گفتند:در زقّوم خيرى [١٢]هست در بعضى لغات،چنان كه ذكرش بيايد [١٣]،از اين سبب گفت خداى تعالى.و جواب بهترين [١٤]از اينهمه آن است كه اين بر سبيل تهكّم و سخريّت فرمود حقتعالى تا سفاهت راى و سخافت خرد ايشان به ايشان نمايد كه آنچه ايشان
[١] -دا:واپسينان.
[٢] -اساس،آب،دا:آل.
[٣] -دا:پاداش.
[٤] -آب:ما هست،دا:مؤمن ما بود.
[٥] -آج،لب:قوله تعالى.
[٦] -اساس و آب:ندارد،از دا،افزوده شد.
[٧] -آج،لب:جايى.
[٨] -دا،آج،لب:بك.
[٩] -آج،لب:كنند.
[١٢] [١٠] -لب:چيزى.
[١١] -آج:جوابى.
[١٣] -آب:بيامد،دا،افزوده:پس.
[١٤] -آج،لب:بهتر.