روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٥ - ترجمه
خواستند به او كيدى،كرديم ايشان را فروترينان.
و گفت من مىروم [١]با خداى خود تا ره- نمايد مرا.
بار خدايا بده مرا از نيكان.
مژده داديم او را به پسرى بردبار.
چون برسيد با او به رفتن گفت اى پسرك من:من مىبينم در خواب كه مىكشم تو را [٢]،بنگر تا چه راى بينى؟گفت:اى پدر بكن آنچه مىفرمايند تو را كه يابى مرا-اگر خواهد خداى-از صابران [٣].
چون تن بدادند و بر روى افگند او را بر پيشانى.
و ندا كرديم او را كه:اى ابراهيم [٤].
راست بكردى خواب را، ما چنين پاداشت [٥]دهيم نيكوكاران را.
اين آن آزمايش ظاهر است.
و فدا كرديم او را به گوسپندى بزرگ.
رها كرديم بر او در بازپسينان.
سلام بر ابراهيم [٦]باد.
[٧١-ر]چنين پاداشت [٧]دهيم نيكوكاران را.
كه او از بندگان مؤمن ما است.
مژده داديم او را به اسحاق پيغامبرى از نيكان.
[١] -دا:شوندهام.
[٢] -دا:تو را مىكشتمى.
[٣] -دا:شكيبايان.
[٦] [٤] -اساس و دا:ابرهيم.
[٧] [٥] -دا:پاداش.