روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٤ - ترجمه
إِنَّ اللّٰهَ يُمْسِكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ ،گفت:خداى-جلّ جلاله-آسمان و زمين مىدارد ازآنكه بزايل باشد [١].و قوله: أَنْ تَزُولاٰ ،در او دو وجه است،چنان كه برفته است [٢]...أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ... [٣]و أَنْ تَضِلُّوا... [٤]و مانند اين.يكى آنكه:حفظا من ان تزولا.و وجه دگر [٥]آنكه:لئلاّ تزولا،تا بزايل نباشند [٦]. وَ لَئِنْ زٰالَتٰا ،و اگر بزايل باشند [٧]، إِنْ أَمْسَكَهُمٰا ،اى ما امسكهما،كس بندارد [٨]پس از او،يعنى جز او،چنان كه يكى از ما گويد:انّى اطيعك ثمّ لا اطيع احدا من بعدك،اى، غيرك.و«من»اوّل زياد است،مؤكّدة للنّفى،و«من»دوم ابتداى غايت است.
إِنَّهُ كٰانَ حَلِيماً غَفُوراً ،كه خداى تعالى بردبار و آمرزنده بود و است [٩].
مغيره روايت كرد از ابراهيم كه:يكى از جمله اصحاب عبد اللّه مسعود از نزد او برفت به كعب الاحبار تا از او علم آموزد.چون بازآمد عبد اللّه او را گفت:بيار تا چه آموختهاى از كعب؟گفت،شنيدم كه مىگفت:آسمان بر قطبى مىگردد چون قطب آسياه [١٠]و آن قطب بر دوش فريشتهاى است.عبد اللّه گفت:بايستى تا رحلت كنى و اين علم بياموزى،دروغ گفت كعب و او جهودى رها نكرده است،خداى تعالى گفت: إِنَّ اللّٰهَ يُمْسِكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولاٰ ،و اگر آسمان گردنده بودى زائل بودى.
وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَيْمٰانِهِمْ ،سوگند خوردند به خداى غايت سوگندشان.
سبب نزول آيت آن بود كه پيش از بعثت رسول كفّار قريش مىشنيدند كه جهودان پيغامبران خود را تكذيب كردند،گفتند:لعنت بر جهودان و ترسايان باد كه پيغامبران را دروغ [١١]داشتند،به خداى كه اگر پيغامبرى به ما آيد ما او را تصديق كنيم،و از ايشان و از هريكى از ايشان رهيافتهتر باشيم.چون خداى تعالى محمّد را بفرستاد و ايشان
[١] -آج،لب:زائل باشد.
[٢] -دا،آج،لب،افزوده:فى قوله.
[٣] -سورۀ نحل(١٦)آيۀ ١٥ و سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ١٠.
[٤] -سورۀ نساء(٤)آيۀ ٤٤ و ١٧٦.
[٥] -دا،آج،لب:ديگر.
[٧] [٦] -دا:نباشد.
[٨] -آج،لب:پندارد آن را،دا:بنهدارد آن را.
[٩] -دا:آمرزگار بوده است،آج،لب:برد و بار است و آمرزنده كار.
[١٠] -دا،آج،لب:آسيا.
[١١] -دا:به دروغ.