روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٨ - ترجمه
كرد ايشان را،چشمشان گريان بودندى [١]و تنشان لرزان.من گفتم:اكنون جماعتى هستند كه چون قرآن مىشنوند،مىبيوفتند از هوش برفته [٢].گفت:اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم! سعيد بن عبد اللّه الجمحى گفت:عبد اللّه عمر به مردى بگذشت از اهل عراق كه افتاده بود،گفت:اين را چه رسيد [٣]؟گفتند:اين از سماع قرآن بيوفتاده است، گفت:ما از خداى مىترسيديم و نيوفتاديم،هرگز اصحاب محمّد چنين نكردند، شيطان است اين كه در شكم ايشان مىشود.
ابن سيرين [٤]را گفتند:جماعتى پديد آمدهاند كه آواز قرآن مىشنوند،مىبيوفتند و بىهوش مىشنوند [٥].گفت:يكى را از ايشان بر كنار ديوارى بنشانى و قرآن از اول تا به آخر بر او خوانى تا بيوفتد يا نه،اگر خويشتن را از آن ديوار يا كنار بام بيندازد [٦]، راست مىگويد.
زيد اسلم گفت كه:ابىّ بن كعب پيش رسول-عليه السّلام-قرآن مىخواند، قومى را رقّتى پديد آمد.رسول-عليه السّلام-گفت:
اغتنموا الدّعاء عند الرّقّة فانّها رحمة، دعا به غنيمت دارى عند رقّت كه آن رحمت است.
عبّاس بن عبد المطّلب روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-گفت:چون پوست [١١١-پ]بنده از ذكر خداى بلرزد،گناه از او بريزد چنان كه برگ از درخت.هم از او روايت كردند كه،رسول-عليه السّلام-گفت:چون پوست بنده از ذكر خداى بلرزد،خداى تعالى تن او بر آتش دوزخ حرام كند.
ذٰلِكَ ،اشارت است به قرآن، هُدَى اللّٰهِ ،رواست كه گويند:لطف اللّه.و گفتند:بيان«اللّه»براى آنكه در قرآن هم لطف است و هم بيان و هم دلالت.
يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشٰاءُ ،ره نمايد خداى به او،آن را كه خواهد. وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ ،و هركه را خداى گمراه كند،او را رهنمايى نباشد،يعنى،آن را كه
[١] -دا،آج،لب:بودى.
[٢] -آج،لب:ندارد.
[٣] -آج،لب:چه رسيده است.
[٤] -اساس:ابن سيران،با توجه به نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٥] -دا،آج،لب:مىشوند كه بر متن راجح است.
[٦] -آج،لب:بيندازند.