روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٩ - ترجمه
گفت: إِنَّهٰا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ،اين درختى است كه در بن [١]دوزخ رويد.
طَلْعُهٰا كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّيٰاطِينِ ،ميوۀ آن پندارى [٢]سرهاى ديوان است.چنين گفتند كه:
اصل آن درخت در قعر دوزخ است و شاخهاى او به دركات دوزخ برآمده.و«طلع»را براى آن طلع [٣]خوانند كه طالع باشد از درخت،امّا تشبيه آن به سرهاى ديوان به آنكه [٤]كس نديده است،تشبيهى باشد بىفايده.در او چند قول گفتند:يكى آنكه قبح صورت شيطان در دلها مقرّر است و در نفسها مصوّر،تا عرب و عجم چيزى را كه زشت باشد به آن تشبيه كنند و به زبان ما گويند آن فلان چيز چون سر ديوان است،و هر مستنكرى [٥]را مستهول [٦]المنظرى را به اين تشبيه كنند.و يقول [٧]:طلع علينا كأنّه شيطان [٨].وجه ديگر آن است كه:نوعى مار هست كه عرب آن را«شيطان»مىخواند چنان كه آن را كه جانّ [٩]مىخواند.قال الرّاجز [١٠]:
عنجرد تحلف حين احلف
كمثل شيطان الحماط اعرف [١١]
ديگر [١٢]آنكه:درختى هست [١٣]در عرب قبيح المنظر،معروف آن را «رءوس الشّياطين»گويند.
فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهٰا ،حقتعالى گفت:اهل دوزخ از آن درخت بخورند،و از غايت گرسنگى كه ايشان را باشد،شكم از آن پر كنند.
[١] -آب،لب:در اين.
[٢] -آج،لب:پنداريد.
[٣] -اساس:طلعها،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٤] -دا:با آنكه،آب:ندارد.
[٥] -آج،لب:متنكّرى.
[٦] -آج،لب:سهولة.
[٧] -دا،آج،لب:يقولون.
[٨] -دا،آج،لب،افزوده:و قال الشاعر: بينا تراه قاصرا لقوامه حتّى يطول كانّه شيطان وصف سايۀ مرد مىكند.و قال امرؤ القيس و ذكر الغول مع انّها لم تر،شعر: أ يقتلنى و المشرفىّ مضاجعى و مسنونة زرق كانياب اغوال
[٩] -دا،آج،لب:آن را جانّ.
[١٠] -دا،آج،لب،افزوده:شعر.
[١١] -دا،آج،لب،افزوده:و قال آخر،شعر: تلاعب مثنى حضرمىّ،كانّه تعمج شيطان بذى خروع قفر
[١٢] -دا:و وجه سديگر،لب:و وجهى ديگر.
[١٣] -دا،آج،لب،افزوده:معروف.