روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠١ - ترجمه
و گمراه بودند نه آن است كه اين در حقّ اينان است،بل بيشتر اهل روزگار مقدّم ضالّ و گمراه بودند و مقيم بر كفر.
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ ،و ما در ميان ايشان پيغامبران فرستاديم [١].بنگر تا كجا رسيد از هلاك و عذاب.«منذر»فاعل باشد،يعنى ترساننده.و«منذر»مفعول به [٢]بود آنكه او را بترسانند.و در اين بنا فرق ميان فاعل و مفعول كسره و فتحۀ عين الفعل بود كسره فاعل را،و فتحه مفعول به را.
إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِينَ ،الّا بندگانى [٣]مؤمن،خالص كرده ايمان ايشان را.آنگه طرفى قصّۀ نوح آغاز كرد،گفت:
وَ لَقَدْ نٰادٰانٰا نُوحٌ ،نوح ما را ندا كرد.و مثله قوله: ...إِذْ نٰادىٰ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ [٤]...
و ندا و دعاى او اين بود كه: ...أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ [٥]،گفت:من مغلوبم مرا غلبه كردند [٦]، انتقام كش براى من.آنگه گفت: فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ،ما نيك [٧]اجابتكنندهايم او را.
و مخصوص بالمدح حذف كرد لدلالة الكلام عليه و التّقدير:فلنعم المجيبون نحن.و مانند اين بسيار است.
وَ نَجَّيْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ،او را و اهل او را از غم و اندوه بزرگ برهانيديم.و اصل نجات رفع [٨]باشد از عذاب و مكاره.و اشتقاقه من نجوة الأرض و هو المكان المرتفع.و الاستنجاء،رفع [٩]الحدث.و النّجاء،السّرعة،لأنّه رفع [١٠]فى السّير.و آن غم عظيم باتفاق غرق [١١]بود.
وَ جَعَلْنٰا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبٰاقِينَ ،و چون كافران را هلاك كرديم [١٢]فرزندان نوح را در زمين خليفه كرد و زمين به ايشان داد پس طوفان.و او را سه پسر بود:سام و حام و يافث.
سام[پدر] [١٣]عرب بود و پدر پارسيان و روميان،و حام پدر سياهان بود از مشرق تا به مغرب،
[١] -آج،لب،افزوده:فانظر،تو بنگر يا محمّد و انديشه كن تا عاقبت آنان كه ما به ايشان پيغمبر فرستاديم.
[٢] -آج،لب:مفعول.
[٣] -لب:بندگان.
[٤] -سورۀ انبياء(٢١)آيۀ ٧٦.
[٥] -سورۀ قمر(٥٤)آيۀ ١٠.
[٦] -آج،لب:كردهاند.
[٧] -آج،لب:اينك.
[٨] -دا،آب:دفع.
[١٠] [٩] -آب:دفع.
[١١] -دا،آج،لب:غم غرق.
[١٢] -دا،آج،لب:كرد.
[١٣] -اساس با خطى ديگر افزوده است.آب:سام عرب بود.