روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
اختيار كردند هيچ عاقل اختيار نكند.و غرض از اين تقرير آن باشد تا ايشان مقرّ آيند كه:لا خير فى الزّقّوم.چنان كه يكى از ما گويد:خير بهتر [١]يا شر،و نفع بهتر يا ضر،و اكرام [٢]بهتر يا اهانت و ده بيشتر يا صد.و غرض از اينهمه آنكه تا فساد راى و جهل او بازنمايد تا او گويد [٣]خير و نفع و اكرام بهتر.
و«زقّوم»،ميوۀ درختى است به غايت مرارت و تلخى و غايت شدّت و كراهت.
و اصله من قولهم:تزقّم الطّعام اذا تناوله على تكرّه و مشقّة.و گفتند:درختى باشد تلخ منتن [٤]الرّائحة.
إِنّٰا جَعَلْنٰاهٰا فِتْنَةً لِلظّٰالِمِينَ ،گفت:ما اين درخت را به فتنه و آزمايش ظالمان و كافران كرديم در تشديد تكليف.قتاده گفت:وجه فتنه آن بود كه ايشان گفتند:اين محال است كه محمّد مىگويد در دوزخ درختى باشد كه آن را زقّوم خوانند [٥]،چه آتش درخت سوزد،در آتش چگونه درخت رويد!و اين امتحانى باشد كه مخلص از او به نظر بود تا بدانند كه خداى تعالى بر اين و امثال اين قادر است.و گفتند:معنى «فتنه»،عذاب است،يعنى اين درخت عذاب ظالمان باشد،بيانش قوله: ...يَوْمَ هُمْ عَلَى النّٰارِ يُفْتَنُونَ [٦]،اى،يعذّبون.
گفتند عبد اللّه زبعرى گفت:«زقّوم»به لغت بربر و افريقيّه خرما باشد و كره.
محمد ما را به اين تهديد مىكند[٧٢-ر]و مىگويد:طعام شما در دوزخ از اين خواهد بودن!آنگه ابو جهل قومى را از ايشان به خانه برد و كنيزك را گفت:زقّمينا [٧]، حتّى نتزقّم،ما را خرما و كره ده تا بخوريم.او برفت و بياورد و بنهاد و گفت:تزقّموا، اى كلوا هذا الزّقّوم.فهذا معنى الفتنة،اين معنى فتنه است كه [٨]كلمه را به خلاف مراد خداى تعالى تفسير دادند.آنگه حقتعالى ردّ بر ايشان شرح داد و بگفت كه درخت [٩]زقّوم چيست.
[١] -دا،افزوده:باشد.
[٢] -آب:الزام.
[٣] -آج،لب:بگويد.
[٤] -اساس:متين،به قياس با نسخه دا،تصحيح شد.
[٥] -آج،لب:گويند.
[٦] -سورۀ ذاريات(٥١)آيۀ ١٣.
[٧] -اساس:زقّيمينا،به قياس با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٨] -دا،آج،لب،افزوده:ايشان.
[٩] -دا،آج،لب:اين درخت.