روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٦ - ترجمه
الكلام عليه،و التّقدير:اعرضوا عنه و لم يصغوا [١]اليه،يعنى،چون اين گويند ايشان را از اين اعراض كنند و گوش با اين نكنند بيانش آيه كه از پس اين است.
وَ مٰا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آيٰاتِ رَبِّهِمْ إِلاّٰ كٰانُوا عَنْهٰا مُعْرِضِينَ ،گفت:نيايد به ايشان آيتى از آيات خداى و الّا ايشان از آن عدول نمايند و اعراض كنند.مراد به آيات،ادلّه و شواهد است.و«من»اوّل زيادت است مؤكّد نفى،و دوم تبعيض راست.
وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ ،چون گويند اين كافران را كه:نفقه و هزينه كنى از آنچه خداى شما را روزى كرده است،كافران گويند: أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشٰاءُ اللّٰهُ أَطْعَمَهُ ،ما طعام دهيم آن را كه اگر خداى [٢]خواهد،طعام دهد او را. إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ فِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ ،شما كه مؤمنانى در گمراهيى روشنى [٣].و«ان»به معنى«ما»ى نفى است،يعنى،نيستى الّا در گمراهيى روشن.
سبب نزول آيت آن بود كه رسول-عليه السّلام-ايشان را تحريض مىكرد بر طعام دادن درويشان و مستحقّان.كافران گفتند:اگر محمّد دعوى مىكند كه خزاين آسمان و زمين خداى مراست،آنگه [٤]از ما طعام مىخواهد؟و گفتند:برآن وجه گفتند كه اگر مستحقّ آن بودندى كه چيزى به ايشان[٥٨-ر]دهند،خداى بداده بودى.و گفتند:فقراى اصحاب كافران[را] [٥]گفتند:از اين كه دعوى كردى كه در مال، خداى راست [٦]،فى قوله: وَ جَعَلُوا لِلّٰهِ مِمّٰا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعٰامِ نَصِيباً [٧]-الآية،ما را نصيبى كنى و چيزى به ما دهى،گفتند اگر خداى خواهد شما را طعام دهد،ما شما را طعام ندهيم تا با دين ما نيايى [٨].و قوله: إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ فِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ .خلاف كردند كه از كلام كيست،بعضى گفتند:كلام كافران است و از كلام [٩]اوّل است و همه يككلام است.و اين قول مقاتل حيّان است.و بعضى دگر گفتند:كلام
[١] -آج،لب:تصغوا.
[٢] -دا:آن را كه خداى.
[٣] -دا:روشن.
[٤] -دا:چرا.
[٥] -از دا،افزوده شد.
[٦] -دا،آج،لب:مال ما.
[٧] -سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٣٦.
[٨] -آج،لب:نياييد.
[٩] -دا،آج،لب:و از جملۀ كلام.