روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٩ - ترجمه
عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ [١] .
ضحّاك گفت و مغيرة بن شعبه كه آيت در بنى عذره [٢]آمد كه از قبيلۀ ايشان تا به مسجد مسافتى بود،خداى تعالى آيت [٣]فرستاد در حقّ ايشان و گفت:من آثار اقدام و خطوات ايشان مىنويسم كه به مسجد مىشوند.جابر بن عبد اللّه انصارى گفت:از خانههاى ما تا به مسجد مسافتى بود،ما خواستيم تا انتقال كنيم با جايى [٤]كه پيرامن مسجد بود تا راه نزديك باشد ما را.رسول-عليه السّلام-گفت:يا بنى سلمة!شنيدم كه عزم كردهاى [٥]كه انتقال كنى با پيرامن مسجد تا راهتان نزديك باشد!نمىدانى كه شما را به هر خطوط [٦]ثوابى هست و چندان كه راه [٧]دورتر باشد خطوات بيشتر باشد و چندان كه خطوات بيشتر باشد ثواب بيشتر باشد؟آنگه گفت:
يا بنى سلمة! (دياركم فانما يكتب آثاركم)، و در سرايهاى [٨]خود بباشى كه آثار اقدام شما مىنويسند.جابر گفت:چون از رسول-عليه السّلام-اين بشنيديم،خواستيم تا سرايهاى ما [٩]دورتر بودى از مسجد تا ثواب بيشتر بودى ما را.
انس مالك گفت:در اين آيه: ...وَ نَكْتُبُ مٰا قَدَّمُوا وَ آثٰارَهُمْ... [١٠]و گفت:
خطوات ايشان خواست به مسجد جامع روز آدينه. وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنٰاهُ فِي إِمٰامٍ مُبِينٍ ،و هر چيزى بشمردهايم در امامى و پيشروى [١١]،و آن لوح محفوظ است.
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحٰابَ الْقَرْيَةِ ،آنگه گفت:يا محمّد براى ايشان مثلى بزن [١٢]آن شهر را.گفتند:مراد [١٣]انطاكيه است. إِذْ جٰاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ،چون به ايشان آمدند رسولان ما.اهل سير گفتند:عيسى-عليه السّلام-دو رسول را[از] [١٤][٥٢-ر] حواريان خود به مدينۀ انطاكيه فرستاد،برفتند چون نزديك [١٥]شهر رسيدند پيرى را
[١] -سورۀ انفطار(٨٢)آيۀ ٥.
[٢] -اساس:عذره،با توجه به دا و كتب انساب تصحيح شد.
[٣] -آج،لب:اين آيت.
[٤] -دا:خانههايى،آج،لب:جايهايى.
[٥] -اساس و آب:كردههاى،دا:كردۀ،آج،لب:كردهايد.
[٦] -دا:خطوۀ،آج،لب:خطوه.
[٧] -دا:ره.
[٨] -آج،لب:سراهاى.
[٩] -دا:سرايهامان،آج،لب:سراهاى ما.
[١٠] -سورۀ يس(٣٦)آيۀ ١٢.
[١١] -آج،لب افزوده:كه روشن است.
[١٢] -دا،آج،لب،افزوده:اصحاب.
[١٣] -آج،لب افزوده:اصحاب.
[١٤] -اساس:ندارد،از دا،افزوده شد.
[١٥] -دا،آج،لب:به نزديك.