روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٨ - ترجمه
ايشان معصومان و مطهّرانند و پاكيزگان [١]،و صغيره و كبيره بر ايشان روا نيست ازآنجا كه ادلّه عقل دليل كرده است بر عصمت ايشان،چه در عقل مقرّر است كه تجويز صغاير و كباير [٢]بر ايشان منفّر بود مكلّفان را از قبول قول ايشان[و استماع وعظ ايشان [٣]،و غرض قديم تعالى از بعثت ايشان قبول قول ايشان است] [٤]و امتثال أمر و اجابت دعوت ايشان،آنچه قدح كند در آن،واجب بود كه حقتعالى [٥]ايشان را از آن معصوم و منزّه دارد،و تجويز زنا،كه من أكبر الكبائر است و اعظم الخطايا و امّهات الذّنوب است واجب بود كه از آن منزّه باشند كه حظّ او در تنفير به غايت و نهايت است.
امّا تفسير آيت بر وجهى كه مطابق ادلّۀ عقل بود و موافق مذهب حق آن است كه:حقتعالى همّت با هريك [٦]از ايشان اضافت كرد جز كه از قرائن ادلّه خالى نكرد آن را،عقلى و قرآنى،اگرچه مورد هر دو يكى است [٧]از قرائن همّت يوسف را حمل كنند،على أحسن الوجه،و همّت او را على وجه غير حسن،كما يليق بهما [٨]و حكى اللّه عنهما [٩].و اوّل آن است كه گوييم:همّ و همّت در كلام عرب بر معانى مختلف آمد:منها،از آن جمله عزم بر كارى،كقوله تعالى: إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ [١٠]...و كما [١١]قال الشّاعر:
هممت [١٢]و لم أفعل و كدت و ليتنى
تركت [١٣]على عثمان تبكى حلائله
و كما قالت [١٤]الخنساء.
و فضّل مرداسا على النّاس حمله [١٥]
و أن كلّ همّ همه فهو فاعله
[١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:كباير و صغاير.
[٣] .قم:بر ايشان منع استماع وعظ ايشان كند.
[٤] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:خداى.
[٦] .قم:به هريك،بم:بر هريك.
[٧] .آو،بم،آز،آج+كه.
[٨] .آو،بم،آب،آز،آج:بها.
[٩] .بم،آب،آز:عنها.
[١٠] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١١.
[١١] .اساس:كمال،كه با توجه به ديگر نسخه بدلها و سياق عبارت تصحيح شد.
[١٢] .بم،آب،آز:همّت.
[١٣] .آو،بم،آب،آز:تراكت.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:قال.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:جملة.