روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٨ - ترجمه
اى،و ارسلنا الرّياح ذوات القاح [١].قتاده و ابراهيم و ضحّاك گفتند:يعنى باد آب در ابر نهد،و اين برآن قول باشد كه لاقح به معنى ملقح بود،چنين كه گفتيم.
و عبد اللّه مسعود گفت:باد هم لاقح باشد و هم ملقح،لاقح بود چون آب بردارد، [٧٥-پ]ملقح بود چون القا كند [٢]برابر. فَأَنْزَلْنٰا [٣]مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً ،و فروفرستاديم از آسمان آبى،يعنى باران. فَأَسْقَيْنٰاكُمُوهُ ،و آن را به سقى و شرب [٤]و خورۀ [٥]زمين و كشت شما كرديم،يقال:سقيته لما [٦]يشربه بفيه،چون به دست بدهى تا به دهن بازخورد «سقيت»گويى،و چون بدهى تا بكشت دهد،«اسقيته»گويى.و گفتند:
هر دو يكى [٧]معنى دارد،چنان كه سرى و اسرى.قال الشّاعر:
سقى قومى بنى مجد،و اسقى
نميرا و القبائل من هلال
و روا بود كه مراد آن است كه مكّنّاكم،ما تمكين كرديم شما را از خوردن، پس اسقا به معنى تمكين باشد از خوردن و دادن. وَ مٰا أَنْتُمْ لَهُ بِخٰازِنِينَ، و شما آن را نگاه نتوانى داشتن،چه در مقدور شما اين نباشد،و سفيان گفت:يعنى منع نتوانى كردن آن را.
وَ إِنّٰا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ ،و ما زنده كنيم مردگان را و مرده كنيم زندگان را،و مرگ و زندگانى به امر ماست،و چون خلايق عالم را بميرانيده باشيم،ميراث ايشان برداريم و آنچه ايشان دارند از اموال و املاك به ما بماند،ما به منزلت وارث باشيم آن را وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ ،و ما دانيم از شما [٨]هم متقدّمان را و هم متأخّران را.
عبد اللّه عبّاس گفت:[مراد به متقدّمان مردگانند و به مستأخران زندگانند.
[١] .قم:لقاح.
[٢] .اساس:بود،با توجه به اجماع نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٣] .اساس و همۀ نسخه بدلها:و انزلنا،با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .آو،آب،آز،مش:غرب.
[٥] .كذا در اساس با همين اعراب،قم:خوردۀ،آو،آب،آز،آج،آل،مش:خورد.
[٦] .آو،آب،آز،آل،آج،لب:اى،مش:آن.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:يك.
[٨] .آب:شمان.