روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٧ - ترجمه
گفت:
انّ الرّؤيا على رجل طائر ما لم يعبّر [١]فاذا عبّرت وقعت و إنّ [٢]الرّؤيا جزء من ستّة و أربعين [٣]جزءا من النبوّة فلا تقصّها إلاّ على ذى رأى ،گفت:خواب بر پاى مرغ [٤]پرنده باشد تا تعبير نكرده باشند،چون تعبير بكنند بيوفتد [٥].و خواب جزوى است از چهل و شش جزء از پيغامبرى،خوابى كه بينى جز با خداوند راى مگو.
انس مالك روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:
الرّؤيا لأوّل عابر ،خواب اوّل تعبيركننده [٦]راست،براى اين سبب يوسف-عليه السّلام-تعلّل كرد و از تعبير كردن [٧]عدول كرد و براى آن آغاز [٨]حكايت علم خود كرد تا ايهام نيفگند [٩]كه او تعبير آن خوابها نمىداند.گفت وقت مرا [١٠]اين تعبير ناگفتنى است و شما را نبايد [١١]كه وهم آيد كه من به تأويل اين [١٢]خواب عالم نيم [١٣]كه هيچ طعام به شما نيارند.
خلاف كردند [١٤]در آنكه در خواب خواست يا در بيدارى:
محمّد بن اسحاق گفت:مراد آن است كه هيچ طعامى به شما نيارند در خواب براى آنكه او علم تعبير مىگفت.و بيشتر مفسّران برآنند كه در بيدارى خواست و غرض او آن بود تا [١٥]بنمايد كه او احوال ايشان و علم غيب در باب طعام و شراب ايشان در بيدارى داند،بإعلام اللّه تعالى.
ابن جريج گفت:عادت آن ملك آن بود كه كسى را [١٦]از زندانيان [١٧]بخواستى كشتن،طعامى مخصوص فرستادى او را تا بخوردى،آنگه او را بفرمودى كشتن.و ابو على گفت:سبب اين گفتار آن بود تا نبوّت خود و علم خود و معجز [١٨]و دلالت
[١] .آز:لم تعبر.
[٢] .قم:فانّ.
[٣] .آب،آز:من سبعين.
[٤] .قم:برنا مرغى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:بيفتد،قم:ندارد.
[٦] .آو،بم:كنند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:گفتن.
[٨] .مل:براى آغاز آن.
[٩] .بم،مل،آب،آز،آج،لب:بيفگند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:وقت را.
[١١] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:مبادا،قم،مل:نبادا.
[١٢] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:آن.
[١٣] .آو،بم،مل،آب،آز،آج،لب:نهام.
[١٤] .قم:كردهاند.
[١٥] .آو،بم،آب،آج،لب:كه.
[١٦] .مل،آب،آز+كه.
[١٧] .قم+كه.
[١٨] .همۀ نسخه بدلها بجز آج:علم معجز.