روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٦ - ترجمه
كه خداى شما را بر اين مزد [١]دهد و فرج عاجل و ثواب آجل [٢]،و رنج و صبر شما ضايع نيست.ايشان دلخوش و آسوده شدند و گفتند:رحمت خداى بر تو باد كه تا [٣]تو اين جا نبودى ما دلتنگ و رنجور بوديم [٤].چون تو در آمدى ما را به ديدار تو راحت و انس [٥]حاصل شد [٦]و متسلّى شديم،چه نكوست [٧]روى تو و خوى تو و حديث تو،ما را خبر مىدهى [٨]از مزد ما و كفّارت ما و طهارت ما از گناه،و تا تو اين جايى ما نخواهيم تا [٩]از صحبت تو مفارقت كنيم.فمن أنت يافتى؟تو كيستى اى جوانمرد؟ گفت:أنا يوسف بن يعقوب صفىّ اللّه بن اسحاق ذبيح اللّه بن ابراهيم خليل اللّه.عامل زندان او را گفت:اى پيغامبرزاده!و اللّه اگر من توانستمى تو را رها كردمى و لكن به آنچه [١٠]ممكن باشد در خدمت [١١]و مراعات تو تقصير نكنم هركجا [١٢]كه اختيار كنى و خواهى بنشين.فهذا معنى قوله: إِنّٰا نَرٰاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ [١٣].
قٰالَ لاٰ يَأْتِيكُمٰا طَعٰامٌ تُرْزَقٰانِهِ ،گفت نيايد به شما طعامى كه به روزى [١٤]شما كنند [١٥]و إلاّ من خبر دهم شما را به تأويل آن پيش [١٦]آنكه به شما آيد،اين از جملۀ آن است كه خداى تعالى مرا آموخته است.گفتند:اين براى آن گفت كه دانست كه از آن خوابها كه ايشان [١٧]پرسيدند يكى بد است،و از حق معبّر [١٨]آن است كه چون از او خوابى پرسند كه بد باشد آن را تعبير نكند[١٧-پ]و از آن عدول كند و نگويد براى آنكه ابو رزين العقيلىّ [١٩]گفت كه از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-شنيدم كه
[١] .بم:ندارد.
[٢] .آج،لب+دهد.
[٣] .آج،لب:اگر،آو،بم،آب،آز:ندارد.
[٤] .مل:ما را همه غم دلتنگى بود.
[٥] .او،بم،آب،آز،آج،لب:راحتى و انسى،مل:انس و راحت و تسلّى.
[٦] .آو،آب،آز،آج،لب:پيدا شد.
[٧] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:نيكوست.
[٨] .قم،آو،بم،مل،آج،لب:خبر دهى.
[٩] .مل:كه.
[١٠] .آج،لب:تا آنچه.
[١١] .آو،بم،آب،آز،آج،لب+تو،مل:خدمت كردن.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:هر جاى كه.
[١٣] .قم،مل+قوله.
[١٤] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:كه روزى.
[١٥] .مل:كند.
[١٦] .آو،بم،آب،آز،آج،لب+از،مل:از پيش.
[١٧] .آو،بم،آز،آب،آج،لب:ندارد.
[١٨] .آو،بم،آب،آز،آج:عابر.
[١٩] .مل:أبو ذر العقيلى.