روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٤ - ترجمه
جمادات كه هيچ نفعى و ضرّى نتواند كردن،نيز عجب دار از گفتارشان كه مىگويند: أَ إِذٰا كُنّٰا تُرٰاباً أَ إِنّٰا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ ،كه ما چون خاك شده باشيم و در زير خاك پوسيده گشته و خاكوار شده،ما را دگرباره خلقى نو بازخواهندآفريدن ؟ ابن عامر و ابو جعفر خواندند:اذا به يك همزه و باقى قرّا به دو همزه خواندند، يكى براى استفهام.و كوفيان بر دو همزه محقّق [١]كردند و روح نيز همچنين كرد.و نافع و ابن كثير و ابو عمرو و رويس به تحقيق [٢]اوّل و تليين دوم خواندند،و نافع ميان هر دو همزه فصل كرد به الفى تا مدّى حاصل شد:أ إذا،و قوله: إِنّٰا ،نافع و كسانى و يعقوب به يك همزه خواندند على الخبر،و باقى به دو همزه خواندند على الاستفهام.
آنگه ابن عامر و عاصم و حمزه و خلف،هر دو همزه محقّق [٣]كردند،و هشام ميان هر دو فرق كرد به الفى،و ابن كثير و ابو جعفر و ابو عمرو به تحقيق [٤]اوّل و تليين دوم خواندند،و ابو عمرو و ابو جعفر فصل كردند به«الف»و ابن كثير نكرد. أُولٰئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ ،آنگه گفت:اينان آناناند.كه به خداى كافر شدند، وَ أُولٰئِكَ الْأَغْلاٰلُ فِي أَعْنٰاقِهِمْ ،و ايشان آناناند كه فردا قيامت در گردنهاى ايشان غلها باشد،و اَلَّذِينَ ،مقدّر است اين جا،و التّقدير:و اولئك الّذين الاغلال فى اعناقهم، براى آنكه در جملۀ اوّل بياورد،در دوم اكتفا كرد به ذكر او در اوّل و اگر اين تقدير نكنند [٥]روا باشد،چه أُولٰئِكَ اوّل مبتدا باشد و اَلَّذِينَ خبر او باشد،الصّلة مع الموصول:و أُولٰئِكَ دوم مبتدا باشد و اَلْأَغْلاٰلُ فِي أَعْنٰاقِهِمْ جملهاى مبتدا و خبر باشد در جاى خبر او، أُولٰئِكَ سهام [٦]مبتدا باشد و أَصْحٰابُ النّٰارِ خبر او،و هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ مبتدا و خبرى ديگر. وَ أُولٰئِكَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ ،و ايشان اهل دوزخاند و هميشه آنجا باشند مخلّد مؤبّد عقوبة على كفرهم.
قوله: وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ ،حقتعالى در اين آيت گفت اين مشركان استعجال مىكنند به عذاب پيش احسان و نعمت،و آن آن بود كه ايشان بر
[١] .قم،آو،مل،آج،لب:مخفّف.
[٢] .قم،آو،بم،مل،آج،لب:به تخفيف.
[٣] .قم،آو،آج،لب:مخفّف.
[٤] .قم،آو،مل،آج،لب:به تخفيف.
[٥] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:تا اگر تقدير كنند.
[٦] .قم:سوم،آو،بم،آب،آز:سيم،آج،لب:سيوم.