پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - ٢٩- يَوْمَ تَشَقَّقُ الْارْضُ عَنْهُمْ سراعاً
در آيه نخست مىگويد:
«به خاطر بياوريد روزى را كه آسمانها با ابرها از هم شكافته مىشوند» «وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ).
و در آيه بعد مىگويد: «احياى مردگان روزى خواهد بود كه زمين از روى آنها شكافته مىشود و به سرعت (از قبرها) خارج مىگردند» (يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً).
شكافته شدن زمين از روى انسانها مفهوم روشنى دارد و اشاره به زلزله رستاخيز است كه قبرها را از هم مىشكافد، و انسانها به فرمان خدا زنده مىشوند و به سرعت براى حساب و جزا خارج مىشوند.
و اما شكافته شدن آسمانها با ابر ممكن است اشاره به انفجارات عظيمى باشد كه در پايان جهان در كرات آسمانى رخ مىدهد، و ابرهايى كه حاصل از اين انفجارات است صفحه آسمان را فرا مىگيرد (اين در صورتى است كه «باء» در «بالغمام» را به اصطلاح باء ملابست باشد يعنى توأم و همراه با ابرها).
يا اينكه آسمانها يعنى «كرات آسمانى» به سبب ابرهايى كه حامل امواج عظيم و نيرومندى از قدرتهاى اتمى و غير آن است از هم شكافته مىشوند (و در اين صورت باء براى سببيت است). [١] [٢]
مرحوم علامه طباطبايى در ذيل اين آيه مىگويد: بعيد نيست كه اين سخن كنايه از كنار رفتن ابرهاى جهل و نادانى، و نمايان گشتن عالم غيب، و ظهور و بروز فرشتگان و نزول آنها به زمين، يعنى موطن انسان بوده باشد. [٣]
ولى از آنجا كه حمل بر معناى كنايى نيازمند به قرينه خاصى است كه در آيه وجود ندارد تفسير اوّل مناسبتر به نظر مىرسد، همانگونه كه در آيه دوّم نيز شكافته شدن زمين به همان معناى ظاهرى آن است نه كنايى و معنوى
شاهيد ديگر اينكه آيات بسيارى در قرآن مجيد وجود دارد كه نشان مىدهد در آستانه قيامت دگرگونى و انقلاب شديدى در تمام شئون عالم ماده، اعم از آسمان و زمين و كوهها و درياها رخ مىدهد.
[١]. بعضى از مفسّران «باء» را به معناى «عن» گرفتهاند يعنى ابرها از هم شكافته و از صحنه آسمان كنار مىروند، و اين معنا بسيار بعيد است.
[٢]. «غمام» از ماده «غم» به معناى پوشاندن است، از آنجا كه ابرها آسمان را مىپوشانند به آنها «غمام» گفته مىشود، و از آنجا كه اندوه و غصه قلب انسان را مىپوشاند به آن غم گفته شده.
[٣]. «الميزان»، جلد ١٥، صفحه ٢١٩.