پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥ - ٤- ويژگىهاى عالم برزخ
بر او احاطه دارد دستور داده مىشود كه از هر طرف بر او فشار وارد كند»!. [١]
ج- از چه امورى سؤال مىشود؟
از اخبار متعددى كه در زمينه سؤال قبر وارد شده استفاده مىشود كه در قبر از دو گروه سؤال مىشود:
گروهى كه ايمانى خالص دارند، و گروهى كه صاحب كفر خالصند، و اما افراد مستضعفى كه در ميان اين دو قرار گرفتهاند، سؤالشان به روز قيامت موكول مىشود.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه فرمود: «لايُسْأَلُ فى الْقَبْرِ إلّامَنْ مَحَّضَ الإيمانَ مَحْضاً او مَحْضَ الكُفْرَ مَحْضاً والاخِرونَ يَلْهُونَ عَنْهُمْ: «در قبر سؤال نمىشود مگر از كسانى كه ايمان خالص يا كفر خالص دارند، و متعرض ساير اشخاص نمىشوند». [٢]
همين معنا در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام نقل شده كه يكى از اصحاب از آن حضرت مىپرسد: مَنْ الْمَسْئُولُونَ فى قُبُورِهِمْ؟: «چه كسانى در قبر از آنها سؤال مىشود»؟ اما در پاسخ مىفرمايد: مَنْ مَحَضَ الإيْمانَ وَ مَنْ مَحَّضَ الْكُفْرَ: «كسانى كه ايمان خالص يا كفر خالص دارند».
راوى سؤال مىكند بقيه مردم چه مىشوند؟ فرمود: (در آنجا) «متعرض آنها نمىشوند».
راوى مىپرسد: از چه سؤال مىشوند؟ اما مىفرمايد عَنْ الْحُجَةِ القائِمَةِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ: «از آن حجّتى كه در ميان شما قائم است». [٣]
بعضى چنين مىپندارند كه تنها سؤال از عقائد مىشوند نه از اعمال، و جمله مَنْ مَحَّضَ الْكُفْرَ وَ مَنْ مَحَّضَ الأيمانَ را به صورت «جار و مجرور» مىخوانند، نه «موصول وصله» و در اين صورت مفهومش اين مىشود: «تنها از ايمان خالص و كفر خالص سؤال مىشود».
ولى با توجّه به اينكه دو روايت بالا با صراحت سخن از اشخاص است، نه اعمال، روشن مىشود كه تفسير دوّم مناسب نيست، به علاوه در روايتى كه قبلًا از امام على بن الحسين عليه السلام خوانديم آمده بود كه حتّى از ساعات عمر و اموالى كه انسان به دست آورده است در آن موقع سؤال مىشود.
[١]. بحارالانوار، جلد ٦، صفحه ٢٦٦، حديث ١١٢ امام صادق عليه السلام در پاسخ اين سؤال كه آيا شخصى كه به دارآويخته شده عذاب قبر را مىبيند فرمود: انَّ رَبَّ الْارْضِ هُورَبُّ الهَواءِ فَيُوحى اللَّه عَزَّوَجَلَّ الى الهَواءِ فَيُضْغِطُهُ ضَغْطَةً أَشَدَّ مِنْ ضَغَظَهِ الْقَبْر.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٦، صفحه ٢٦٠- «كافى»، جلد ٣، صفحه ٢٣٥ (باب المسألة فى القبر حديث ١).
[٣]. «كافى»، جلد سوّم، صفحه ٢٣٧، حديث ٨.