پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - ٨ و ٩- مقدمات و سكرات مرگ
اهْلِ الدُّنْيا: «مرگ شدائد و سختىهايى دارد، شديدتر از آنچه در وصف بگنجد، يا با معيار عقل مردم دنيا سنجيده شود» [١] «غَمْرَة» اشاره به شدائد و سختىهايى است كه وجود انسان را فرا مىگيرد.
گاه سكرات مرگ با امور ديگرى همراه مىشود كه شدت آن را مضاعف مىكند همانگونه كه در كلام اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است: اجْتَمَعَتْ عَلَيْهِمْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ، وَ حَسْرَةُ الْفَوْتِ: «سكرات مرگ و حسرت و اندوه از دست دادن آنچه را داشتند بر آنها هجوم مىآورد». [٢]
اينها همه از يكسو، از سوى ديگر اين نكته نيز از آيات استفاده مىشود كه جدايى روح از بدن به طور تدريجى صورت مىگيرد، و اين خود مزيد بر وحشت است كه اگر ناگهانى و در يك لحظه بود تحملش آسانتر بود.
چنانكه در نهمين آيه مورد بحث مىخوانيم: «چنين نيست (كه اين لجوجان مىگويند آنها هرگز ايمان نمىآورند) تا جان به گلوگاهشان برسد و گفته شود: آيا كسى هست كه اين بيمار را از مرگ نجات دهد» (كَّلا اذا بَلَغَتِ التَّراقِىَ وَ قَيِلَ مَنْ راقً).
«در اين هنگام يقين به فراق (از دنيا) پيدا مىكند (و از شدت جان دادن) ساق پاهايش به هم مىپيچد» (وَ ظَنَّ انَّهُ الْفِراقُ- وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسّاقِ).
همين معنا در سوره واقعه آيه ٨٣ به تعبير ديگرى منعكس شده است، مىفرمايد: «پس چرا هنگامى كه جان به گلوگاه مىرسد» (توانايى بر بازگرداندن آن نداريد)؟! (فَلَوْلا اذا بَلَغَتِ الْحُلْقُوْمَ).
و شما در اين حال نظاره مىكنيد (و كارى از دستتان ساخته نيست) (وَ انْتُمْ حينَئِذٍ تَنْظُرُونَ).
«تَراقَى» جمع «تَرْقُوَه» به معناى استخوانهايى است كه اطراف گلو را فرا گرفته، و رسيدن جان به گلوگاه كنايه از آخرين لحظات عمر است به نظر مىرسد كه جان از تن انسان بيرون مىرود، اعضائى كه از مغز و قلب دورترند زودتر از كار مىافتند.
جمله «الْتَفَّتِ السّاقُّ بِالسّاقِ» ممكن است اشاره به همين باشد (در تفسير مجمعالبيان از كار افتادن پاها يكى از تفسيرهاى آيه شمرده شده).
ضمناً رسيدن جان به حلقوم نيز تعبير ديگرى از همين معناست. البته هنگامى كه جان به گلوگاه برسد دستگاه تنفس از كار مىافتد، و با از كار افتادن دستگاه تنفّس كمبود اكسيژن سبب خفگى و از كار افتادن مغز
[١]. «غرر الحكم».
[٢]. «نهج البلاغه»، خطبه ١٠٩.