پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - ايمان به معاد انگيزه اعمال صالح
اين نكته ظريف را نيز مىتوان از آيه استفاده كرد كه قرآن در حقيقت بندگان را به مسافرانى تشبيه مىكند كه بعد از مدّتى جدايى و دورى به لقاى محبوب مىرسند، و مسلّماً بايد از اين سفر رهآوردى داشته باشند و كارى كنند كه لايق اين ديدار گردند، و از ديدار يار شرمنده نشوند.
در بعضى از تفاسير در شأن نزول اين آيه مىخوانيم: شخصى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عرض كرد كه من جهاد در راه خدا را دوست دارم، ولى در عين حال ميل دارم موقعيت من در ميدان نبرد دانسته شود، آيه فوق نازل شد (و تأكيد بر اخلاص كرد).
در شأن نزول ديگرى آمده است كه مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عرضه داشت: «اى رسول خدا! من صدقه مىدهم، و صله رحم بجا مىآورم، و اين كار را جز براى خدا نمىكنم، ولى هنگامى كه مردم از عمل من سخن مىگويند و ستايش مىكنند شادمان مىشوم». پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ساكت شد و سخنى نگفت تا اينكه آيه فوق نازل شد. [١]
اين شأن نزولها به خوبى نشان مىدهد كه اساس عبادت و عمل صالح را اخلاص كامل تشكيل مىدهد.
اخلاصى كه هيچگونه شائبه ريا و خودنمايى و شرك در آن نباشد.
دومين آيه كه اشاره به داستان معروف سه روز روزه نذر خاندان پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و بخشيدن غذاى افطار خود به «مسكين» و «يتيم» و «اسير» مىكند، اين حقيقت را به خوبى آشكار مىسازد كه اين ايثار و گذشت بىنظير از ايمان به معاد سرچشمه گرفته است، مىفرمايد: (آنها مىگويند) «ما شما را فقط براى خدا اطعام مىكنيم، و هيچ پاداش و تشكرى از شما نمىخواهيم- ما از پروردگارمان خائفيم در آن روزى كه عبوس و شديد است» (و به همين دليل براى جلب رضاى او تا آنجا كه در توان داريم ايثار مىكنيم) (انَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّه لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزااً وَ لا شُكُوراً- انّا نَخافٌ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَريراً). [٢]
آرى كسى كه از خدا و روز جزا مىترسد نه تنها از اضافات زندگى خود در راه او انفاق مىكند، بلكه آنچه را شديداً به آن نيازمند است در راه آن محبوب بىمانند مىدهد، آن هم با اخلاص كامل، نه انتظار
[١]. تفسير قرطبى، جلد ٦، صفحه ٤١٠٩.
[٢]. «عَبُوسَ» به معناى چهره درهم كشيده و «فمْطَريرْ» به معناى سخت و شديد است. و تشبيه روز قيامت به انسانى كه چهره درهم كشيده تعبير لطيفى است كه از هول و وحشت آن روز خبر مىدهد، «قَمْطَرير» به عقيده بعضى از ماده «قَمْطَر» و به عقيده بعضى ديگر از ماده «قُطْر» (بر وزن قفل) آمده است، ولى مشهور همان اوّل است.