پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥ - پاسخ نهايى شبهه آكل و مأكول
روح همراه جسم پرورش و تكامل مىيابد، و هر دو در يكديگر تأثير متقابل دارند، و لذا همانطور كه دو جسم از تمام جهات با هم شبيه نيستند دو روح از تمام جهات نيز با هم شباهت نخواهند داشت، به همين دليل هيچ روح بدون جسمى كه با آن پرورش و تكامل پيدا كرده نمىتواند فعاليت كامل وسيع داشته باشد و لذا در رستاخيز بايد همان جسم سابق باز گردد تا روح با پيوستن به آن فعاليت خود را در يك مرحله عالىتر از سرگيرد و از نتائج اعمالى كه انجام داده بهرهمند شود.
٣- هريك از ذرات بدن انسان تمام مشخصات جسمى او را در بردارد، يعنى اگر هريك از سلولهاى بدن را بتوانيم پرورش دهيم تا به صورت يك انسان كامل درآيد آن انسان تمام صفات شخصى را كه اين جزء، از آن گرفته شده دارا خواهد بود (دقت كنيد).
مگر روز نخست يك سلول بيشتر بود؟ همان يك سلول نطفه تمام صفات او را در برداشت و تدريجاً از راه تقسيم به دو سلول تبديل شد، و دو سلول به چهار سلول، و به همين ترتيب تمام سلولهاى بدن انسان به وجود آمد، بنابراين هريك از سلولهاى بدن انسان شاخهاى از سلول نخستين است، كه اگر همانند او پرورش يابد انسانى شبيه به او از هر نظر خواهد ساخت كه همان صفات او را دارا باشد.
٤- آنچه از آيات قرآن در زمينه معاد جسمانى استفاده مىشود، اين است كه آخرين بدن انسان كه مبدل به خاك شده و در قبر قرار دارد به فرمان خدا زنده و آماده حساب و جزا مىشود، آيات فراوانى كه قبلًا درباره معاد جسمانى از ديدگاه قرآن گفته شد گواه بر اين معناست.
٥- يك بدن ممكن نيست به تمام معنا متحد با بدن ديگرى شود و به تعبير ديگر تمام بدن اوّل تمام بدن دوّم گردد، بلكه بدن او اوّل تنها مىتواند جزئى از بدن دوّم را تشكيل دهد زيرا بدن دوّم بايد قبلًا وجود داشته باشد تا همه يا قسمتى از بدن اوّل را از طريق تجزيه جزء خود سازد.
بنابراين مانعى ندارد كه تمام بدنى «جزء» بدن ديگر گردد، اما ممكن نيست «كلّ» آن گردد، همانگونه كه ممكن است بدنهاى متعددى جزء بدن ديگرى شود ولى كلّ آن را تشكيل نمىدهد. (دقت كنيد)
حال با توجه به مقدمات چهارگانه فوق به سراغ پاسخ اصلى شبهه آكل و مأكول مىرويم:
قرآن صريحاً مىگويد: آخرين ذرّاتى كه در بدن انسان هنگام مرگ وجود دارد روز قيامت باز مىگردد،