پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥ - ٣- دلائل مادىها بر عدم استقلال روح
براى اينكه بدانيم چگونه آنها ابزار را با كننده كار اشتباه كردهاند، اجازه دهيد يك مثال بياوريم (دقت كنيد).
از زمان «گاليله» باين طرف تحولى در مطالعه وضع آسمانها پيدا شد. گاليله ايتاليائى به كمك يك عينك ساز، موفق به ساختن دوربين كوچولوئى شد ولى البتّه گاليله بسيار خوشحال بود و شب هنگام كه به كمك آن به مطالعه ستارگان آسمان پرداخت، صحنه شگفتانگيزى در برابر چشم او آشكار گرديد كه تا آن روز هيچ انسان ديگرى نديده بود، او فهميد كشف مهمى كرده است و از آن روز به بعد كليه مطالعه اسرار جهان بالا به دست انسان افتاد!
تا آن روز انسان شبيه پروانهاى بود كه فقط چند شاخه اطراف خود را مىديد، اما هنگامى كه دوربين را به چشم گرفت، مقدار قابل ملاحظهاى از درختان اطراف خود را در اين جنگل بزرگ آفرينش نيز مشاهده كرد.
اين مسأله به تكامل خود ادامه داد تا اينكه دوربينهاى بزرگ نجومى ساخته شد كه قطر عدسى آنها چندين متر بود. آنها را بر فراز كوههاى بلند كه در منطقه مناسبى از نظر صافى هوا قرار داشت نصب كردند، اين دوربينها كه مجموع دستگاه آنها گاهى به اندازه يك عمارت چند طبقه مىشد عوالمى از جهان بالا را به انسان نشان داد كه چشم عادى حتّى يكهزارم آن را نديده بود.
حال فكر كنيد اگر روزى تكنولوژى بشر اجازه ساختمان دوربينهايى به قطر يكصد متر با تجهيزاتى به اندازه يك شهر دهد، چه عوالمى بر ما كشف خواهد شد؟! اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه اگر اين دوربينها را از ما بگيرند به طور قطع بخشى يا بخشهايى از معلومات و مشاهدات ما درباره آسمانها تعطيل خواهد شد، ولى آيا بيننده اصلى، ما هستيم يا دوربين است؟!
آيا دوربين و تلسكوپ ابزار كار ماست كه بوسيله آن مىبينيم و يا فاعل كار و بيننده واقعى است؟!
در مورد مغز نيز هيچكس انكار نمىكند كه بدون سلولهاى مغزى انجام تفكر و مانند آن ممكن نيست، ولى آيا مغز ابزار كار روح است؟ يا خود روح است؟!
كوتاه سخن اينكه: تمام دلائلى كه مادىها در اينجا آوردهاند، فقط ثابت مىكند كه ميان سلولهاى مغزى و ادراكات ما، ارتباط وجود دارد. ولى هيچكدام از آنها اثبات نمىكند كه مغز انجام دهنده ادراكات است نه ابزار ادراك (دقت كنيد).