پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - عدل قانون عمومى آفرينش
با توجه به اينكه سخن از عدالت خداوند، و حقانيت آفرينش آسمان و زمين، و پاداش و جزاى عادلانه هركس به مقدار عمل او در ميان است، و از طرفى چنان كه گفتيم اين امر به طور كامل در اين دنيا انجام نمىشود، پس بايد حيات ديگرى بعد از اين مرگ باشد تا حق و عدالت حاكم گردد.
توضيحات:
عدل قانون عمومى آفرينش
هركس مختصر آشنايى با علوم طبيعى داشته باشد مىداند همه موجودات اين جهان از قانونمندى خاصى برخوردارند، حاكميت اين قوانين حساب شده است كه به دانشمندان اجازه مىدهد كتب علمى را بر اساس فورمولهاى دقيق تنظيم كند، و حتى مثلًا برنامههاى دقيق سفرهاى فضائى و ورود در كرات ديگر را بر اساس آن مرتب نمايند.
به تعبير ديگر به هر سو مىنگريم قانون نظم و عدالت را مىيابيم كه بر همه چيز سايه افكنده است، و از بزرگترين منظومههاى شمسى گرفته، تا كوچكترين ذرّه اتم در زير پوشش آن قرار دارد.
از سوى ديگر انسان نمىتواند از قانون عدالت كه فرمان آفريدگار در سرتاسر جهان هستى است مستثنى باشد، و وصله ناهمرنگى براى جهان خلقت گردد، زيرا اين استثنا كاملًا بىدليل است، و به اين ترتيب يقين مىكنيم كه براى انسان نيز دادگاهى در نظر گرفته شده كه همگان در آن حضور مىيابند و سهم خود را از عدالت عمومى عالم هستى مىگيرند.
علماى علم عقائد از قديم الايام بر اين استدلال در مسأله اثبات معاد تكيه مىكردند، و صحنههايى از مظالم بشر را ارائه مىنمودند كه در اين دنيا بدون اجراى عدالت پايان گرفته، ظالمانى كه تا آخر عمر، مرفّه زندگى كردهاند، و مظلومانى كه تا واپسين لحظه زندگى در شكنجه و عذاب بودهاند.
آيا ممكن است خداوند عادل به اين امر راضى گردد؟ آيا اين صحنهها با عدالت او در تضاد نيست؟!
سپس به آسانى نتيجه مىگرفتند كه بايد جهان ديگرى در كار باشد تا عدل الهى در مورد انسانها تجلّى كند، و هركس مثقال ذرّهاى كار خير كرده ببيند، و هركس مثقال ذرهاى كار شرّ انجام داده، او هم نيز به نتيجه كار خود برسد.