پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - اگر قيامتى نباشد عدالت نخواهد بود
حيات و مرگشان يكسان باشد»؟! (امْ حَسِبَ الَّذيْنَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ انْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذيْنَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ).
چنين كارى دور از عدالت خداوند دادگر است، و صدور چنين امر قبيحى از خدا محال است محال.
«چه بد داورى مىكنند»! (ساءَ ما يَحْكُمُونَ).
مگر ممكن است خوب و بد، پاك و ناپاك، صالح و طالح، و مؤمن و فاسق و نور و ظلمت يكسان باشند، امكان ندارد.
در اينكه منظور از سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ چيست؟ مفسّران احتمالات متعددى دادهاند:
گاه گفتهاند، منظور حيات و مرگ دنياست، چرا كه ايمان و عمل صالح در تمام وجود انسان اثر مثبت مىگذارد، قلب را روشن،، فكر را نورانى مىكند، و به موازات آن هدايت و نصرت و حمايت الهى شامل حال مؤمن صالح مىشود، در حالى كه كفر و گناه، قلب را تاريك و روح را ظلمانى مىسازد و انسان را از الطاف الهيّه مرحوم مىكند.
و گاه گفته شده است كه اشاره به حيات آخرت بعد از مرگ دنياست، يعنى مردن گروه اوّل در حالى است كه فرشتگان رحمت بر آنها نازل مىشوند و سلام و درود مىفرستند و بشارت ورود بهشت به آنها مىدهند. (الَّذينَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِيْنَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةً) (نحل- ٣٢).
در حالى كه هنگام مرگ گنهكاران، ملائكه عذاب بر آنها نازل مىشوند، و بر صورت و پشت آنها مىكوبند و آنها را به عذابهاى دردناك الهى بشارت مىدهند. (فَكَيْفَ اذا تَوَفتُّهُمْ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وَ جُوْهَهُمْ وَ ادْبارَهُمْ) (محمد- ٢٧).
احتمالات ديگرى نيز در تفسير آيه داده شده است كه قابل ملاحظه نيست، ولى جمع ميان دو تفسير بالا كاملًا امكانپذير است، هرچند آيه بعد از آن با تفسير دوّم سازگارتر است، زيرا مىفرمايد:
«خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريد» (وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْارْضَ بِالْحَقِّ).
«و هدف اين بوده كه هركس را در برابر اعمالى كه انجام داده جزا دهد و به آنها ظلم و ستمى نخواهد شد، (وَ لِتُجْزى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ). [١]
[١]. «زمخشرى» در «كشّاف» مىگويد: جمله «وَلِتُجْزَى»، عطف بر «بالحّق» است، زيرا در آن معناى تعليل مىباشد (بنابراين معنا چنين مىشود خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْارْضَ لِيُحَقَّ الْحَقَّ وَلِتُجْزَى ...) سپس احتمال داده است كه عطف، بر جمله محذوفى باشد و در تقدير چنين است خَلَقَ اللَّه السَّماواتِ وَ الارْضِ بِالْحَقَّ لَيُدلُّ بِهِ عَلَى قدْرتَهِ وَ لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ (تفسير كشّاف، جلد ٤، ص ٢٩٠).