پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠ - اگر قيامتى نباشد عدالت نخواهد بود
«و آيا امكان دارد كه متقين را همچون فاجران قرار دهيم؟» (امْ نَجْعَلُ الْمُتَّقيْنَ كَالْفُجَارِ.
جالب اينكه در آيه قبل از اين آيه در همان سوره «ص» اشاره به هدفدار بودن آسمان و زمين و آنچه در ميان آن دو است مىكند، و مىفرمايد: (وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْارْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا).
بيهوده و باطل نبودن آفرينش آسمان و زمين از يكسو، و عدم برابرى مؤمنان صالح با مفسدانى فاجر از سوى ديگر، ايجاب مىكند كه قيامت و دادگاه عدلى در كار باشد، و به اين ترتيب «برهان حكمت» و «برهان عدالت» در اين دو آيه به هم آميخته شده است.
آرى تنها كسى مىتواند انكار معاد كند كه هم در حكيم بودن خدا شك داشته باشد، و هم در عدالت او، زيرا در اين صورت نه هدف شايستهاى براى آفرينش دنيا ديده مىشود، و نه امتياز روشنى براى مطيعان نسبت به فاسقان.
قابل توجه اينكه در اين آيه «مفسدان» در برابر «مؤمنان صالح» قرار گرفتهاند، و «فاجران» در برابر «متقين»، اين مقابله اشاره لطيفى به اين حقيقت است كه اگر انسان ايمان و عمل صالح نداشته باشد خواه ناخواه در صف مفسدان قرار مىگيرد، و اگر تقوى يعنى نيروى بازدارنده از گناه نداشته باشد در صف فجار خواهد بود. ( «فجّار» از ماده «فجر» به معناى شكافتن وسيع است، گويى شخص فاجر، پرده اطاعت و دين را پاره مىكند).
اين آيه نيز به روشنى از حاكميت عقل و حجيّت ادراكات عقلى انسان در مورد حسن و قبح سخن مىگويد: و دليل روشنى بر اين حقيقت است كه عقل بخشى از خوب و بد را قبل از ورود شرع درك مىكند، و عجب اين كه فخر رازى در اينجا اين مسأله را به طور ضمنى كاملًا پذيرفته است، در حالى كه در بحث قبل انكار كرده بود! [١]
اين نشان مىدهد كه اگر انسان به وجدانش باز گردد، حجابهاى تعصّب كنار رود، در درون جان به اين واقعيت معترف است.
در سوّمين آيه همين معنا در قالب ديگرى ريخته شده، مىفرمايد: «آيا كسانى كه مرتكب گناهان شدند گمان كردند آنها را همچون كسانى قرار مىدهيم كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، به طورى كه
[١]. تفسير كبير، جلد ٢٦، صفحه ٢٠١.