پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠ - ٦- داستان مقتول بنىاسرائيل
همانگونه كه قبلًا هم اشاره شد اين گونه تفسيرها كه نوعى بازى با الفاظ است اصالت «كلام اللَّه» را مخدوش مىكند، و اجازه مىدهد كه به هر آيهاى براى هر مقصدى استدلال كنيم و الفاظ را بر معانى كنايى و مجازى حمل نماييم بىآنكه قرينه قانع كننده براى آن وجود داشته باشد، به علاوه هيچ نياز و ضرورتى براى اين كار وجود ندارد، زيرا پيروان مذاهب به هر حال ناچارند معجزات و خوارق عادات را بپذيرند. و در اين صورت چه نيازى به اين توجيهات است.
ضمناً انتخاب گاو براى ذبح كردن شايد به اين مناسبت است كه بنىاسرائيل گاو را براى قربانى انتخاب مىكردند.
در اينكه انگيزه اين قتل چه بوده؟ در روايات چنين آمده كه جوانى براى تملك اموال عموى خود او را به قتل رسانيد (يا براى اينكه دختر او را به همسرى خود درآورد) و به اين ترتيب انگيزه قتل، علاقه به مال، يا زن بود (و انگيزه بسيارى از قتلها در جهان همين است).
در اين ماجراى عجيب مخصوصاً جزئيات آن، نكات آموزنده فراوانى است كه چون از موضوع بحث معاد خارج است از آن صرف نظر مىكنيم و براى آگاهى بيشتر شما را به تفسير نمونه، جلد اوّل، صفحه ٣٠١ تا ٣١١ ارجاع مىدهيم. [١]
اين بود نمونههاى مختلف عينى احياى مردگان كه در قرآن مجيد به آنها اشاره شده است. و با اين سخن بحث امكان معاد پايان مىگيرد، و به سراغ دلائل عقلى وقوع آن مىرويم.
[١]. در آيه ٥٥ و ٥٦ سوره بقره نيز اشارهاى به نمونه ديگرى از صحنههاى حيات بعد از مرگ شده كه وقتى نمايندگان بنىاسرائيل همراه موسى عليه السلام به كوه طور رفتند، و تقاضاى ديدن خدا را با چشم ظاهر داشتند، صاعقهاى مرگبار به كوه زد و كوه متلاشى شد، موسى عليه السلام مدهوش گشت، و نمايندگان بنىاسرائيل مردند، سپس خداوند آنها را زنده كرد، شايد شكر نعمت او را بجا آورند (ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون).
ولى از آنجا كه در آيه سخنى از اين معنا كه هدف از ارائه نمونه فوق معاد بوده وجود ندارد، اين آيه را در عداد آيات مورد بحث نياورديم به خصوص اينكه بعضى از مفسّران احتمال دادهاند كه بنىاسرائيل از مشاهده آن صاعقه عظيم بيهوش شدند، ولى نمردند و بعضى نيز موت را به معناى جهل، و بعثت را به معناى علم تفسير كردهاند (آلوسى در روحالمعانى اين دو تفسير را از بعضى از مفسّران نقل كرده است- جلد اوّل صفحه ٢٣٩) هرچند اين گونه تفسيرها مخالف ظاهر آيه است، و قابل قبول نيست.