پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - آدم عاقل چنين حرفى نمىزند!
فوقالعاده كوبيده و نرم شده باشد تفسير كردهاند در واقع بيان مصداقهايى از آن است.
آدم عاقل چنين حرفى نمىزند!
دوّمين آيات لحن خشنتر و مغرورانهترى از مشركان ترسيم مىكند، مىفرمايد: «كافران گفتند: آيا مردى را به شما نشان دهيم كه پيوسته به شما خبر مىدهد هنگامى كه كاملًا از هم متلاشى شديد آفرينش تازهاى خواهيد يافت» (وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلَّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ اذا مُرِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقِ انَّكُمْ لَفى خَلْقٍ جَديدٍ).
«آيا او بر خدا افترا بسته (چون مىگويد اين خبر از سوى خداست) يا به نوعى جنون مبتلا شده (لذا سخنان جنونآميز مىگويد)» (افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً امْ بِهِ جِنَّةٌ).
به اين ترتيب آنها خبر دادن پيامبر را از معاد جسمانى ناشى از يكى از دو امر مىدانستند، و مىگفتند:
آيا او عاقل است و هوشمند ولى براى سوء استفاده اين مطالب را به خدا دروغ بسته تا مردم را دور خود جمع كند، يا اينكه قصد و غرضى ندارد و (نعوذ باللَّه) گرفتار جنون شده! مگر هيچ عاقلى ممكن است بگويد اين استخوانهاى پوسيده و خاكهاى پراكنده كه ذرات آن بر امواج باد سوار مىشود و به هر سو مىرود، روزى جمع مىشود و از نو زنده مىگردد؟!
اين كوردلان مغرور كه حتى حاضر نبودند از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم جز به عنوان «رَجُلْ» (يك مرد ناشناس) ياد كنند، آغاز آفرينش خود را به كلى فراموش كرده، و پردههاى جهل و غرور چشمان حقيقت بينشان را از مشاهده صحنههاى معاد در زندگى روزانه نابينا ساخته بود كه شرح آن به خواست خدا بعد از ذكر اين آيات خواهد آمد.
«مُزِّقْتُمْ» از ماده «تمزيق» به معناى پاره كردن و قطعه قطعه نمودن است، و در اينجا اشاره به تجزيه وجود انسان و پراكنده شدن ذرات او در خاك و آب و هواست.
در سوّمين آيه به تعبير تازهاى در اين زمينه برخورد مىكنيم، مىفرمايد: «مشركان گفتند: آيا هنگامى كه ما در زمين گم شديم آفرينش تازهاى خواهيم يافت». (وَ قالُوا ءَاذا ضَلَلْنا فِى الْأرَضِ انّا لَفى خَلْقٍ جَدِيْدٍ).