فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٥ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
تاريخى آن را تأييد مىكند و هم طبيعت شناخته شده آدمى درحفظ و دلبستگى به سنتهاى پيشين، آن را تقويت مىنمايد... درست به همين دليل پيامبر اكرم(ص) با اين لحنهاى شديد و هشدارهاى اكيد كه تنها مناسب كافران و اذناب ايشان است، از بت تراشى نهى كرده است؛ تا بدين طريق بنياد كفر درهم ريزد و نطفه الحاد نابود شود و از مرزهاى عقيده به يكتا پرستى حمايت گردد.
با اين توضيح روايات مزبور كه از مجسمه سازى نهى كرده از دو حال خارج نيست: يا درساختن مجسمه بتها ظهور دارد ويا انصراف به آن پيدا كرده است. براين اساس دو روايت ذيل مىبايست برساختن مجسمه بتها حمل گردد:
الف ـ ابن قداح از امام صادق(ع) روايت كرده كه امام(ع) فرمود:
قال أمير الموءمنين: بعثنى رسول الله(ص) في هدم القبور و كسرالصور؛
امير موءمنان على(ع) فرمود: رسول خدا(ص) مرا براى انجام دو كار فرستاد: قبرها را خراب كنم و تنديسها را درهم شكنم.
ب ـ روايت سكونى از امام صادق(ع) كه فرمود:
قال أمير الموءمنين(ع): بعثني رسول الله(ص) إلى المدينة فقال: لاتدع صورة إلا محوتها و لاقبراً إلا سوّيته و لاكلباً إلا قتلته؛
امير موءمنان على(ع) فرمود: رسول خدا مرا به سوى مدينه فرستاد و فرمود: تمام تمثالها را محو كن، و تمام قبرها را مسطح كن و تمام سگها را بكش.
پيدا است اين كه پيامبر(ص) على(ع) را براى انجام چنين كارهايى مىفرستد نشان مىدهد كه پيامبراكرم(ص) به اين كارها اهتمام داشته[و وجود اين چيزها ذهن ايشان را مشغول مىكرده] است. چنين به نظر مىرسد تمثالهايى كه ذهن پيامبر را به خود مشغول كرده بود تمثال بتها بوده كه به عنوان باقيمانده نشانه هاى كفر و دوران جاهليت رخ مىنموده است . در باره ءروايت دوم يعنى روايت سكونى بايد گفت: بعيد نيست كه مقصود از كلب، حيوان معروف نيست بلكه واژه «كلب» به كسرلام مقصود است و آن بيمارى اى است كه در اثر بيمارى سگ پيدا مىشود، بيمارى شبيه ديوانگى كه سگ به آن