فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٤ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
خاطر تحقير و اهانت تنديسها و عكسها برروى آنها مىنشستند؛ تا بدين وسيله با غير عرب كه چنين عكسها و تنديسها را برروى سقف يا ديوارخانه نقش يا نصب مىكردند، مخالفت نموده باشند. ]دراين روايات سقف و ديوارخانه ها دراصل نهى دخالت داشته اند.]
به هرحال دسته سوم از روايات، حرمت ساختن مجسمه را اثبات نمىكنند؛ اما دو دسته نخست براى اثبات حرمت ساختن مجسمه موجودات داراى روح كفايت مىكند. دربين اين دو دسته از روايات، روايت دسته نخست ظهور دارد كه مقصود تنديس موجودات داراى روح است؛ زيرا در آنها آمده است كه مجسمه سازان روز قيامت مكلف مىشوند كه روح را درتنديس خود بدمند.
اطلاق برخى از روايات دسته دوم كه شامل موجودات ذى روح و غير ذى روح مىشود به قرينه روايات ديگر تقييد مىخورند. ]در نيتجه حرمت منحصر به موجودات ذى روح خواهد شد.] از جمله رواياتى كهمىتواند قرينهبراين تقييد باشد دو روايت است:
صحيحه ابوالعباس كه درآن امام(ع) فرموده است:
ولكنّها تماثيل الشجر و شبهه؛
تنديسهايى كه جنيان براى سليمان(ع) مىساختند تنديس درخت و نظاير آن بوده است.
روايت تحف العقول[كه در آن آمده است:
وصنعة صنوف التصاوير مالم يكن مثل الروحانى... فحلال فعله و تعليمه؛
صنعت انواع نقاشى مادامى كه تنديس موجودات ذى روح نباشد ساخت و تعليم آن حلال است.
از اين دو روايت به دست مىآيد كه نقاشى تصاوير موجودات بى روح مانعى ندارد. نتيجه مباحثى كه دراين قسمت آورديم اين است كه بلااشكال ساختن مجسّمه موجودات ذى روح حرام است؛ چنانكه بلااشكال ساختن مجسمهموجودات فاقد روح حلال مىباشد.