فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٩ - قاعدۀ يد محمد رحمانى
را به مالك بدهد؛ آيا مالك حق مطالبه منافع جاريه را دارد يا نه؟ وى در مقام استدلال برحق مطالبه مالك مىنويسد:
ولعموم قوله ـ عليه السلام : على اليد ما أخذت حتى توءدي. (٣٧)
٧. دركتاب رهن دراين مسأله كه اگر شخصى مالى را غصب كند سپس مالك، آن را پيش غاصب به عنوان رهن باقى بگذارد آيا عنوان رهن موجب مىگردد ضمانى كه با عنوان غصب آمده بود از بين برود و يا ضمان باقى است؟ ايشان براى استدلال بقاى ضمان مىنويسد:
ويمكن الاستدلال أيضاً بظاهر قوله ـ عليه السلام: على اليد ما أخذت حتى توءدي. (٣٨)
٨. كه اگر مال محجور را تقسيم كردند و مال در دست طلب كار تلف شد سپس طلب كار ديگرى پيدا شد آيا آن مال تلف شده از كيسه طلب كارى كه در دست او تلف شده حساب مىشود و ضامن است يا نه؟ در مقام استدلال بر قول اول مىنويسد:
مع تأييده بظاهر قوله ـ عليه السلام: على اليد ما أخذت و هو الاصح. (٣٩)
٩.باز در كتاب حجردراين بحث كه اگر خريدار عبد پس از خريد او، مفلس گردد و عبد نيز بميرد آيا مشترى ضامن است يا نه؟ براى اثبات ضمان مشترى مىنويسد:
ولعموم قوله ـ عليه السلام : على اليد ما أخذت حتى توءدي و هذا أقوى. (٤٠)
١٠. اگر مال و ديعه را بچه بخورد آيا مورد ضمان است يا نه؟ وى تفصيل مىدهد كه اگر بچه مميز باشد ضمان هست و اگر مميز نباشد ضمان نيست. درمقام بيان اشكال كه در اينجا ضمان هست مىنويسد:
فإن قيل إذا تلفت في يده بالتقصير يجب أن يضمن لعموم على اليد ما أخذت حتى توءدي. (٤١)
١١. اگر شخصى مال وديعه را كه امانت است ـ و تلف آن ضمان ندارد ـ
(٣٧) همان،ص٣١.
(٣٨) همان،ص٩٨.
(٣٩) همان،ص٢٥٣.
(٤٠) همان، ص٣٠٧.
(٤١) همان،ج٦،ص٩.