فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
تصاوير كشيده شده را در بر مىگيرند امّا از نظر سند ضعيفند؛ لذا نمىتوان به آنها تكيه كرد. و روايات ديگر قرينه اى به همراه دارد كه نشان مىدهد به مجسمه اختصاص دارند. اگر اختصاص را به طور حتم نپذيريم لااقل اطلاق آنها مشكوك است و با وجود شك در اطلاق، ديگر اطلاق نخواهد داشت.
گذشته از مطالب پيشين مىتوان گفت: نهى از نقاشى و مجسمه سازى افزون بر ساختن و آفرينش آنها نگهدارى آنها را نيز در بر مىگيرد. از طرفى وقتى براين باوريم كه نگهدارى نقاشى بلكه مجسمه جايز است با وجود اين نهى، امر داير بين دو چيز خواهد بود:يا مىبايست با ادّله جواز نگهدارى، ادلّه اى را كه به طور عام ساخت و نگهدارى نقاشى و مجسمه را تحريم كرده تخصيص بزنيم يا اين ادله را به جاى حرمت، حمل بركراهت كنيم.چنان كه نهى از مجسمه و كشيدن نقاشى افزون برموجودات داراى روح، موجودات فاقد روح را نيز شامل مىشود، از طرفى ما قطعداريم كه مجسمه و نقاشى موجودات بى جان حرام نيست. در برخورد اين دو دسته ادلّه نيز ما چاره اى از انجام يكى از دو راه نداريم: يا مىبايست به خاطر ادلّه دسته دوّم، ادله دسته نخست را تخصيص بزنيم و بگوييم:عموم حرمت نقاشى و مجسمه سازى به ادله اى كه نقاشى و مجسمه غير جان دار را جايز مىداند تخصيص خورده و نقاشى وساخت مجسمه اين دسته از موجودات جايز است؛ يا آن كه عموم ادّله نخست را مىبايست به حال خود واگذاريم ونهى وارد در آنها را نسبت به نقاشى و مجسمه غير جان دار حمل بركراهت كنيم.وقتى امر چنين دوران داشت كه قول به حرمت نقاشى و مجسمه سازى متعيّن نيست. بلى؛ مىتوان گفت كه ساخت مجسّمه موجودات داراى روح به طور متعيّن حرام است. دليل اين مدعا آن است كه قبلا بيان داشتيم كه روايات مستفيضى دلالت دارند كه خداوند شخص نقّاش را عذاب مىكند تا زمانى كه درآن روح را بدمدو وعده عذاب، نشانگر حرمت است و با كراهت قابل جمع نيست.
به اين اشكال مىتوان چنين پاسخ داد: رواياتى كه مطلق نقاشى و مجسمه درمورد جان دار و بى جان را حرام دانسته مطلق است؛ درمقابل رواياتى كه مطلق نقاشى و ساخت