فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨١ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت آيت الله سيدمحسن خرّازى
است: استثنايى كه در صحيحه محمدبن مسلم آمده از جهت مصوّر استثناى منقطع است؛ زيرا سوءال ناظر به درخت و خورشيد و ماه بوده اما آنچه در استثنا آمده حيوان است؛ چنان كه همين استثنا از نظر تصوير نيز منقطع مىباشد به اين معنا كه درمستثنى منه حكم تنها ناظر به نقش و تصوير است اما آنچه در مستثنى يعنى حيوان آمده افزون بر تصوير، مجسمه سازى نيز مىباشد. (٤٦)
اين اشكال از نظر ما قابل پذيرش نيست؛ زيرا مستثنى منه از نظر مجسمه سازى يا نقاشى و تصوير مطلق بوده و هردورا شامل است؛لذا مستثنى نيز به تبع آن عام مىباشد.
اشكال نخست محقق ايروانى كه روايت را نسبت به حكم نقاشى حيوانات مهمل مىدانست به جا است؛ لذا روايت مورد بحث نسبت به نقاشى موجودات داراى روح اطلاق ندارد و دليلى برحرمت آن نخواهد بود.
وـ روايت اصبغ بن نباته از امير الموءمنين(ع) :
من جدّد قبراً أومثّل مثالا فقد خرج عن الاسلام؛
هركس قبرى را [پس از ويرانى آن] مجدّداً بازسازى كند يا تصويرى بكشد از اسلام خارج شده است. (٤٧)
واژه هاى «مثال» و «تصوير» ـ چنان كه صاحب كشف اللثام از واژه شناسان حكايت كرده است ـ مترادفند و از طرفى آنچه در باره ءنقاشى متداول است و همه به دنبال آن هستند، نقاشى اى است كه طبق شكل و شمايل مردان، زنان، پرندگان و درندگان ترسيم مىشود نه اجسامى كه شبيه آنها [به صورت تنديس [ساخته مىشود.
با اين حال به اين روايت نمىتوان استدلال كرد؛ زيرا اوّلا؛ دچار ضعف سند است. ثانياً؛ آنچه از واژه شناس بايسته [واز او ساخته است] بيان موارد كاربرد معنايى واژه است نه بيان معانى حقيقى. بنا بر اين چنين ادعايى پذيرفته نيست كه آنچه از نقاشى شايع و متداول است نقاشى اشياء است؛ نه تنديس اشياء؛ زيرا اوّلا؛ عبارتى همچون:«من صوّر
(٤٦) ر.ك:جامعالمدارك،ج٣،ص١٤.
(٤٧) وسائل،ج ٣،ص٥٦٢،ب٣،احكام مساكن١٠.